سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

آغاز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی



خاک را می­بویم، بوی قطرات باران بر خاک و بر دیوارهای کاهگلی عشق را در کالبد زنده می ­کند، گویی بهار دوباره بازگشته است؛ به یُمن ورود دلاور مردان سرافراز.

مردان صبوری که بلندترین قله­ های پایداری را فتح کردند تا دشمن به زانو درآید و عجز خویش را لابه کند.


دل­ها از شوق بیرون می­ جهد و چهره­ ها پس از سال­ها با لبخند آشتی می­ کند. شانه­ های استواری که آتشفشانی از درد را در خود نهفته داشت، می ­آید تا بار سنگین درد و غم را که یادگار دیوارهای سیاه اسارت بود، در سپیده دم کوچه­ های عشق بر زمین بگذارد.


یوسف­ های غریب از راه می ­رسند تا وطن آن­ها را در آغوش کشد و بر پاهای استوارشان بوسه زند و آنان نیز در سجده­ ی شکر بر خاک وطن می ­افتند و صدایی لرزان در همهمه شوق: <در بگشایید، شمع بیاورید، عود و اسپند بسوزانید، شاید این غبار از راه رسیده و از سفری دراز برگشته گمشده­ی من باشد>

ولی...


آغاز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی

پدید آورنده : ، صفحه 150

ـ اشاره

ـ گفتار مجری

ـ چراغ راه

ـ زلال قلم

ـ شعر

ـ کوتاه و گویا

ـ آورده­اند که...

ـ کتابستان

اشاره/رهایی

سیدحسین ذاکرزاده

هنوز بوی دودِ غلیظِ لاستیکِ سوخته، جایش را کاملاً به عطرِ یاس و اسپند و گلاب نداده بود؛ هنوز سوزشِ گازِ اشک­آور، جایش را به لبخند و بوسه نداده بود؛ هنوز شعار و فریاد، به سرود و سرور تبدیل نشده بودند که دوباره اتفاقی تازه، ما را به کارزار فرا خواند.

تا حدود همین دو سال پیش، کوچه­ها و خیابان­ها برایمان شده بود میدان مبارزه؛ اما حالا دشت­های عطشناکِ جنوب، با همه عظمتشان غیرت ما را امتحان می­کردند. حالا دیگر فریاد کافی نبود، از مشت کاری برنمی­آمد، اعتراض و دیپلماسی و سیاست خارجی، دستشان کوتاه بود. باید سلاح، به دست می­گرفتیم و گرفتیم؛ باید صبر بیشتری می­کردیم و کردیم؛ باید خون بیشتری می­دادیم و دادیم. حالا ما با دشمنی می­جنگیدیم که پشتش را به یک دنیا گرم می­دید؛ اما غم اسارت در غربت را هنوز نچشیده بودیم. نمی­دانستیم اسیر عده­ای درنده انسان­نما بودن یعنی چه؛ نمی­دانستیم از دردِ زخم و شدت عطش و ضعف در میان شهری شلوغ، مُردن یعنی چه؛ باورمان نمی­آمد این همه تیرگی. در دلمان نمی­گنجید این­قدر سنگدلی، اصلاً به ذهنمان خطور نمی­کرد تصویری چنین ننگین از انسان؛ امّا هر چه بود گذشت و فصل رهایی در آغوشمان کشید.

افزایش اسرای عراق نسبت به ما، آنها را به این فکر واداشته بود که طرح تبادل اسرا را بپذیرند؛ بنابراین در 24 فوریه 1986 میلادی، قطعنامه 582 به تصویب رسید و در بند 4 آن مقرر شد هر دو کشور، با همکاری کمیته بین­المللی صلیب سرخ در امور اسرای جنگی، هر چه زودتر تبادل اسرا را آغاز کنند.

در همین حین مجلس شورای اسلامی در تاریخ 13/9/68 مصوبه­ای را تنظیم کرد که طی آن در 22 مرداد سال 69، ستاد رسیدگی به امور آزادگان تشکیل شد و همه چیز برای استقبال از کبوتران زخمی و خسته وطن آماده شد.

اولین گروه آزادگان سربلند، در 26 مرداد سال 69 به میهن بازگشتند و شور و خاطرات پیروزی انقلاب را در یادها زنده کردند. در طی 8 سال دفاع مقدس، 45 هزار رزمنده به اسارت ارتش تجاوزگر عراق درآمدند؛ ولی فقط 40هزارتن از آنها به میهن بازگشتند. شماری از این افراد، به علت همکاری نکردن ارتش عراق با صلیب سرخ و عدم اعلام آمار دقیق اسرای ایرانی، مفقودالاثر شدند که وضعیت تعدادی از آنها تا به حال معلوم نشده است. شمار دیگری هم از این اسرا، زیر شکنجه­های وحشیانه و ددمنشانه ارتش عراق و یا به علت عدم رسیدگی پزشکی و بهداشتی در زمان مجروحیت به شهادت رسیدند.

پس از بازگشت آزادگان به میهن، 270 واحد ستادی در سراسر کشور تشکیل شد که وظیفه خدمت رسانی به آزادگان عزیز را برعهده داشت. دراین­باره، باید یادآور شد که در سال تحصیلی 1375، بیش از 5 هزار و سیصد نفر از آزادگان سرافراز، موفق به راهیابی به عرصه علم و دانش در دانشگاه­ها شدند که از این تعداد، 365 نفر، موفق به اخذ مدرک در رشته­های پزشکی، دندان­پزشکی و داروسازی شدند و 406 نفر هم در رشته­های مهندسی فارغ­التحصیل گردیدند.

سید آزادگان (تقدیم به مرحوم ابوترابی)

مهیا زاهدین لباف

بی­تردید، دوران سخت زندگی اسرای ایرانی در اردوگاه­های عراقی، سرانجامی غرورآفرین وعزت بخش را با خود به همراه داشت. صبر و شکیبایی، ایثار، تسلیم­ناپذیری، تحمل شکنجه­ها و ناملایمات، داشتن روحیه قوی و شکست­ناپذیر، از جمله ویژگی­های بارز آزادگان ایرانی در دوران اسارت بوده است. در این میان، سید علی­اکبر ابوترابی، الگوی شاخصی بود برای اثبات مردانگی و دلیری. وی که در دوران پیروزی انقلاب از همراهان بی­چون و چرای امام و اسلام به شمار می­رفت، پس از پیروزی و پشت سر نهادن مبارزات سخت علیه رژیم ستم­شاهی، از پذیرش پُست­های پیشنهادی سر باز زد و رفتن را بر ماندن ترجیح داد. او به جبهه­های جنوب شتافت و با حضور در ستاد جنگ­های نامنظم، در کنار سردار شهید دکتر مصطفی چمران، خدمات ارزنده­ای انجام داد و در شناسایی­ها و عملیات مختلف، نیروهایش را با تدبیر فرماندهی ­کرد.

24 آذر ماه 1359 خبر جعلی شهادت این سید بزرگوار توسط رژیم بعثی عراق منتشر شد در حالی­که او با شکنجه گران بعثی دست و پنجه نرم می­کرد، آشنایان بامنش این بزرگوار، در غم از دست دادن او سوگوار بودند، تا جایی که حضرت امام پیام تسلیتی را برای پدر بزرگوار سید صادر نمودند و مراسم عزاداری در سوگ ایشان برپا گردید.

در طول مدت اسارت، به علت خلق و خو و توانایی­های خاص ایشان و علاقه مندی اسر به وی، بارها و بارها عراقی ها، اردوگاه او تعویض کردند. ایشان به محض ورود به اسارت­گاه­ها، شروع به تقویت روحیه اسرا کرده و با سخنرانی در رابطه با موضوعات مختلف، سعی در ارتقای روحیه سربازان ایرانی نمود.

حجت­الاسلام سیدعلی­اکبر ابوترابی هدیه­ای بود الهی که از سوی درگاه باریتعالی به اردوگاه­های اسرای ایرانی تقدیم شده بود. وی با رهبری اندیشمندانه خود، با توسل به ائمه معصومین، با معنویت و سعه صدر و روحیه قوی مثال­زدنی خود، شمع محفل اسرای ایرانی بود، در جهت تقویت روحیه ایمان و مقاومت و آزادگی­شان.

سید ابوترابی پس از آزادی، هرگز به خود فکر نکرد و تمام توان خود را در جهت امور مربوط به آزادگان صرف کرد. وی پس از اسارت، با حکم مقام معظم رهبری در جایگاه نماینده ولی­فقیه در امور آزادگان قرار گرفت. در دوره­های چهارم و پنجم مجلس به خانه ملت پای نهاد و در تمام عمر خود، لحظه­ای دست از رسیدگی به جانبازان، محرومان و مستضعفان برنداشت.

12 خرداد 1379 در حالی که عازم مشهد مقدس و پابوسی امام ثامن­الحجج بود، به همراه پدر عالم و بزرگوارش حاج سید عباس ابوترابی بر اثر حادثه­ تصادف در جاده سبزه­وار ـ نیشابور، از خاک به افلاک پرکشید و به لقاءالله پیوست. پیکر پاک آن مرحوم در جوار مرقد امام رضا(ع) دفن شد.

روحش شاد

گفتار مجری/معنویت آزادگان

سیدحسین ذاکرزاده

فضای خفقان و به شدت کنترل­شده از اردوگاه­های عراق، موجب شده بود که اسرا نتوانند به سادگی به امور معنوی بپردازند؛ لذا با انگیزه و شوق بیشتری تلاش می­کردند به هر شکل ممکن، برای خود لحظه­های خلوت و انسی ایجاد کنند؛ برای مثال برای نماز شب، مجبور بودند نشسته و بی­صدا نماز بخوانند یا اینکه کسی کشیک بدهد تا نگهبانان، متوجه عبادت آنها نشوند.

در بعضی از اردوگاه­ها برای روزه ماه رمضان، محدودیت­های بیشماری وجود داشته است. برای عزاداری ایام شهادت ائمه(س) بویژه ایام محرم هم سخت­گیری زیاد وجود داشته؛ تا جایی که در خاطرات یکی از آزادگان آمده که به علت عزاداری مخفیانه­ای که بعد لو رفته بود، افراد اردوگاه را تا حد مرگ شکنجه داده بودند و کتک زده بودند و بعد هم آنها را به اردوگاهی دیگر که ظاهراً فضای معنوی مناسب نداشته انتقال داده بودند.

الگوی آزادگان

با هر کدام از بچه­های آزاده که درباره­اش حرف بزنی، آنچنان با شوق و احساس از او یاد می­کند که انسان را تحت تأثیر قرار می­دهد و وقتی که خاطرات آزادگان را درباره او می­خوانی یا می­شنوی، به علت این حسّ غریب پِی خواهی برد. «سید، یک انسان تمام­عیار بود؛ یک روحانی واقعی، یک ِآدم کاردرست. خدا رحمتش کند که مایه رحمت بود. به قول یکی از بچه­ها، اگر نبود مخصوصاً برای اسرای اواخر جنگ که انگیزه کمتری نسبت به قبلی­ها داشتند، وضع بدی پیش می­آمد. خیلی از اسرا، روحیه و کرامت انسانی و اسلامی­شان را مدیون حاجی ابوترابی هستند، باور کنید!»

سردار آزاده محمد رنجبر در خاطراتش می­نویسد: «یک شب برایمان نهج­البلاغه آوردند. باور نمی کردیم. حاج­آقا ابوترابی پیش ما بود. گفت: «حتماً فردا جمعش می­کنند. امشب باید حفظش کنیم.» توی اردوگاه دو هزا نفر بودیم، ده اتاق دویست نفره، نهج­البلاغه هشتصد صفحه بود. هر کس نصف ورق را نسخه­برداری کرد. هر کداممان هم یک شماره داشتیم که نشان صفحه بود. صبح نشده نهج البلاغه در سینه­مان حفظ شد».

نوآوری و ابتکار

از لابه­لای خاطرات آزادگان عزیز، نکات بسیاری را درباره خلاقیت و نوآوری می­شود به دست آورد.

در خاطرات آزاده حبیب­الله معصوم آمده که:« برای آموزش زبان، از پتو به جای تخته سیاه و از صابون به جای گچ و وسیله نوشتار استفاده می­شده است». در خاطرات سردار محمد رنجبر نیز آمده: «مشکل بزرگ ما این بودکه خودکار و کاغذ و کتاب نداشتیم. قوطی تاید را دو روز خیس می­کردیم، ورقه ورقه می­شد، تا چهل و هشت ورق از هر قوطی درمی­آوردیم. ورقه­ها را آویزان می­کردیم تا خشک شود و رویشان بنویسیم.و یک بار که نماینده­های سازمان آمده بودند، یکی­شان مرتضی را شناخت. مرتضی در دانشگاه سوربن فرانسه درس خوانده بود. همکلاسی­اش در سوربن بین هیأت اعزامی از ژنو بود. این رفاقت باعث شد که همه خودکارهایشان را بگذارند و بروند. ما هم آنها را توی یقه پیراهن، سجاف لباس و متکا قایم کردیم. برای درس خواندن، هر کداممان تخته داشتیم. روی یک تکه مقوا پلاستیک می­کشیدیم و رویش یک کیسه پارچه­ای تیره می­دوختیم صابون را پودر می­کردیم و با روغن نباتی قاطی می­کردیم و روی آن می­مالیدیم. پلاستیک دیگری را روی آن می­کشیدیم و بالایش را می­دوختیم. این لایه پلاستیکی باز و بسته می­شد. دسته مسواکی راکه خراب شده بود می­شکستیم و به جای قلم استفاده می­کردیم. روی این تخته جادویی با قلممان می­نوشتیم، پلاستیک را که از هم باز می­کردیم نوشته­ها پاک می­شد عراقی­ها اینها را که می­دیدند بهمان می­خندیدند و می­گفتند: «کله­تان خوب کار می­کند ها!»

 

اصطلاحات آزادگان در اسارت

تهیه کننده : حجت الله مومنی
منبع : راسخون



عنوان اصطلاح : مسئول فحشا و منکرات

این نام به مسئول تبلیغات عراقی ها اطلاق می‏شد که وظیفه پخش نوار ترانه‏های مبتذل از بلندگو رابه عهده داشت.

عنوان اصطلاح : مسئول صابون

در اردوگاه مسئولیتها و وظایف تقسیم شده بود و به رأی و انتخاب سایر برادران هر کسی مسئول انجام خدمتی بود. در این رابطه، برادری هم مسئول نان بود و چون تلفّظ کلمه «صمّون» شبیه کلمه «صابون» است، لذا بعضی از عزیزان آزاده از سر مزاح و شوخ طبعی به مسئول صمّون، «مسئول صابون» می‏گفتند.

عنوان اصطلاح : مسئول ربّنا

در یکی از قرارگاه‏ها در ماه مبارک رمضان، یکی از برادران که صدای خوبی داشت، قبل از افطار، دعای «ربّنا» را می‏خواند، به همین جهت هر وقت اسرا می‏‏خواستند او را صدا بزنند، می‏گفتند «مسئول ربّنا» بیاید.

عنوان اصطلاح : مسئول دعا

به برادرانی که طی دوران اسارت، به انتخاب سایر برادران، مسئولیت تهیه و توزیع برگه‏های دعا و برگزاری مراسم را عهده‏دار شده بودند، «مسئول دعا» گفته می‏شد.

عنوان اصطلاح : مسئول دارو

برادرانی که حدود 100 تا 150 قرص مختلف نزد خود داشتند و آنها را از راه‏های گوناگون به دست آورده بودند و جهت درمان دردهای اسپاسم، دل درد، درد کلیه و سایر امراض در اختیار بیماران قرار می‏دادند و به همین دلیل به «مسئول دارو» معروف شده بودند.

عنوان اصطلاح : مسئول حانوت

به برادری که مسئولیت خرید مایحتاج سایرین را از فروشگاه اردوگاه به عهده داشت، «مسئول حانوت» می‏گفتند.

عنوان اصطلاح : مسئول تدارکات

در دوران اسارت، داشتن هر نوع امکانات زندگی ممنوع بود و اوضاع شدیداً کنترل می‏شد. در همین راستا یکی از برادران، مسئول حفظ و نگهداری وسایل داخل آسایشگاه از قبیل سطل، جارو، المنت، کوزه، و غیره بود، ضمن اینکه وظیفه مهم اختفا و حفظ این وسایل به هنگام تفتیش را نیز به عهده داشت. برادری که عهده‏دار این مسئولیت بود، «مسئول تدارکات» نامیده می‏شد.

عنوان اصطلاح : مسئول آویزان

در یکی از ازدوگا‏ه‏ها این نام به کسی اطلاق می‏شد که در مواقع شستشوی بالکُن، به منظور جلوگیری از ریزش آب به پایین، موظف بود سطلی را زیر لوله خروجی آب نگه دارد.

عنوان اصطلاح : مُزاحم

سال 67 در اردوگاه موصل افسر عراقی درشت هیکلی حضور داشت با اخلاق تند و خشن به نام سرهنگ «مَزاحم». هر وقت که او در اردوگاه قدم می‏زد، درد سری برای اسرا ایجاد می‏کرد و به همین دلیل بچّه‏ها اسم او را گذاشته بودند سرهنگ «مُزاحم».

عنوان اصطلاح : مرکّب اسارتی

در اردوگاه های عراق در حالی که داشتن هر نوع نوشت‏افزار ممنوع بود و یافتن نزد اسیر مساوی بود با تحمّل انواع شکنجه‏ها از جانب او، برادران از مخلوط کردن دوده آبگرمکن و نفت، مرکّبی ساخته بودند که در مواقع لزوم چوب کبریت را با آن آغشته می‏کردند و چیز می‏نوشتند.

عنوان اصطلاح : مرغ پرید

چنانچه شبهای چهارشنبه حادثه‏ای اتفاق نمی‏افتاد، به ازای هر ده نفر یک مرغ می‏دادند که در همین رابطه بعضاً مرغها توسط عراقی ها دزدیده می‏شد و استخوانهایش به جا می‏ماند. لذا در چنین مواقعی برادران می‏گفتند «مرغ پرید».

عنوان اصطلاح : مرده شور ‏خانه

این نام به حمّام اردوگاه موصل اطلاق می‏شد، چرا که هیچگاه آب گرم در آن نبود و از چند دقیقه بیشتر هم اجازه استحمام نمی‏دادند، به همین جهت به «مرده شور خانه» (مرده شویخانه) معروف شده بود.

عنوان اصطلاح : مردان گلدوز

عده‏ای از برادران با لباسها و پارچه‏های اضافی‏شان جانماز می‏دوختند و آن را با گلدوزی تزیین می‏کردند، از این رو به «مردان گلدوز» معروف شده بود.

عنوان اصطلاح : مردابگاه

در شرایط بسیار سخت اردوگاه های عراق که محدودیت، همراه با شکنجه و آزار حاکم بود، عراقی ها دائماً سعی در سرکوبی برادران آزاده داشتند و می‏خواستند که محیط آنجا ساکت و راکد باشد و صدایی از کسی شنیده نشود، دقیقاً مثل یک مرداب بی‏روح و خاموش. به همین دلیل برادران آنجا را «مردابگاه» نامیده بودند.

عنوان اصطلاح : مرد است خمینی

یکی دیگر از پلیدیهای دشمن بعثی درخواست توهین به مقام بنیانگذار جمهوری اسلامی بود، لذا برادران آزاده در مقابل شکنجه بعثی‏ها شعار «مرد است خمینی» را سر می‏دادند.

 

عنوان اصطلاح : کلاه قرمزی

به سربازان و نگهبانان عراقی اطلاق می‏شد و در مواقع نزدیک شدن آنها به آسایشگاه، نگهبان ایرانی این کلمه رمز را اعلام می‏کرد. وجه تسمیه آن هم کلاه کج قرمزی بود که سربازان و بعثی‏ها به سر می‏گذاشتند.

عنوان اصطلاح : کلاه ضدّ سینوزیت

نوعی پیشانی‏بند بود که از آستین پیراهن با توجه به هوای سرد موصل درست می‏شد.

عنوان اصطلاح : کلاس اسارتی

بعد از مذاکرات صلیب سرخ با مقامات عراقی، مجوّز برقراری کلاسها در اردوگاه با شرایط خاصی، که تعداد افراد هر کلاس بیش از پنج نفر نباشد، در اسارت شروع شد که صدها حافظ قرآن و مترجم و سوادآموز و طلبه نتیجه آن کلاسها بود.

عنوان اصطلاح : کفتار

افسر پیر بعثی عراقی.

عنوان اصطلاح : کشیک ایثاری

به کار اسرایی که شبها در آسایشگاه بیدار می‏ماندند تا در صورت یورش سربازان عراقی اشیاء ممنوعه را مخفی کنند و یا در شبهای سرد زمستان اگر پتو از روی کسی کنار رفته بود آن را درست می‏کردند تا کسی سرمانخورد، «کشیک ایثاری» گفته می‏شد.

عنوان اصطلاح : کشاورز

رجوع شود به «فلاح».

عنوان اصطلاح : کریم مورچه خوار

لقبی بود برای جندی کریم سرباز عراقی به جهت اخلاقهای زشت و چهره کریهی که داشت.

عنوان اصطلاح : کریم دجّال (کریم کافر، کریم دجّال منافق)

لقبی بود برای کریم عرفات، گروهبان عراقیِ کمپ 17، به جهت قساوت و بیرحمی‏اش.

عنوان اصطلاح : کتلت دمپایی

اسرا به تکّه‏های نپخته به اصطلاح گوشتی که معلوم نبود گوشت چه حیوانی است و اصلاً قابل خوردن نبود، «کتلت دمپایی» می‏گفتند.

عنوان اصطلاح : کبابخانه

لفظی کنایه بود که به کتابخانه اردوگاه تکریت نسبت داده می‏شد زیرا در آنجا اسرا را شکنجه می‏دادند.

عنوان اصطلاح : کامپیوتر بهداری

لقبی بود که عراقی ها به یکی ازبرادران اسیر ایرانی داده بودند. وی شماره صلیب سرخ، و شماره بهداری، اسامی تمامی افراد اردوگاه و نام بسیاری از داروها را از حفظ بود.

عنوان اصطلاح : کافر

معمولاً در محاوره بین برادران، صفت «کافر» به افسران عراقی اطلاق می‏شد.

عنوان اصطلاح : کاغذ اسارتی

داشتن و تهیه کاغذ در اردوگاه‏ ممنوع بود، ولی راه‏های مختلفی برای تهیه آن وجود داشت که به شرح زیر بود و به آن «کاغذ اسارتی» گفته می‏شد. 1ـ لایه لایه کردن قوطی‏های تاید پس از خیس کردن 2ـ زرورق سیگار، کاغذ پاکت سیگار 3ـ مقوّا و غیره.

عنوان اصطلاح : کارت دعوت

به هنگام برگزاری مسابقات کشتی که به صورت مخفی انجام می‏شد. چون امکان تجمع کل افراد اردوگاه در یک آسایشگاه وجود نداشت به هر آسایشگاه 10 قطعه کارت دعوت داده می‏شد تا به نوبت جهت دیدن مسابقات بیایند و یا در مسابقات شرکت کنند.

عنوان اصطلاح : قوطی

کلمه رمزی بود که برای رادیو انتخاب شده بود. در اردوگاه تکریت مجازات داشتن رادیو اعدام و شاید با یک درجه تخفیف حبس ابد بود.

عنوان اصطلاح : قوانین دقیقه‏ای

هر زمان که فرمانده اردوگاه تغییر می‏کرد و فرمانده موقّتی به اردوگاه می‏آمد، یک سری قوانین جدید نیز ابلاغ می‏شد که با توجه به موقّتی بودن فرمانده، اسرا آنها را زیاد جدّی نمی‏گرفتند و به آنها «قوانین دقیقه‏ای» می‏گفتند.

عنوان اصطلاح : قُندُرَة

«قُندُرَة» به معنای کفش است ولی در فرهنگ عراقی ها اطلاق نام «قُندُرَة» به کسی از بدترین توهینها محسوب می‏شود و به هنگام فحّاشیها این لغت به کرّات از زبان آنها شنیده می‏شد. گفته می‏شود بر عکس گذاشتن دمپایی نیز معنایی بمراتب بدتر از قندره دارد و اگر عراقی ها آن را مشاهده می‏کردند، مجرم بشدّت مجازات می‏شد.

عنوان اصطلاح : قلی

رجوع شود به «سیفون».



تاریخ : یکشنبه 92/5/20 | 8:22 صبح | نویسنده : ف م ن | نظر

شکنجه و شهادت سه پاسدار کمیته انقلاب اسلامی به دست منافقان کوردل (1361 ش)

  •  
  • نوع تقویم: شمسی

 

شکنجه و شهادت سه پاسدار کمیته انقلاب اسلامی به دست منافقان کوردل (1361 ش)
 
منافقین پس از آن که راه خود را از مسیر انقلاب و نظام اسلامی جدا کردند، همیشه سعی می‏کردند تا به روش‏های گوناگون، خللی در این راه ایجاد کرده و نظام را با مشکل روبرو سازند. آنان برای این منظور از ترور و آدمکشی در کوچه و بازار و قتل و کشتار انسان‏های بی‏گناه، ابایی نداشتند و دستان خود را به خون مردم بی‏گناه آلوده ساختند. این کوردلان در این نوبت برای گرفتن اطلاعات، سه تن از پاسداران کمیته‏های انقلاب به نام‏های میرحبیبی، طاهری و طهماسبی را ربودند و پس از اعمال شکنجه‏های وحشتناک و وارد آوردن انواع صدمات جسمی، از اخذ اخبار و اطلاعات از آنها ناامید شدند. آنان وقتی به عزم آهنین حزب اللهیان علیه استکبار جهانی و ایادی مزدور داخلی‏شان پی بردند، بدن نیمه جان آنان را، دست و پا بسته در تاریکی شب در اطراف تهران زنده به گور نمودند و به همگان ثابت کردند که نه تنها از دین و مکتب و میهن دوستی بهره‏ای ندارند بلکه برای تحقق اهداف پلید خویش، حاضرند وحشیانه‏ترین اعمال را درباره هم نوعان و انسان‏های بی‏گناه انجام دهند. این قبیل کارها باعث شد که مردم قهرمان ایران، مقاوم‏تر از گذشته در برابر شعار دروغین وطن‏خواهی منافقان ایستادگی کنند و نفرت کوردلان از خدا بی‏خبر در دلشان افزون‏تر گردد.

سالروز شکنجه و شهادت سه پاسدار کمیته انقلاب اسلامی به دست منافقین کوردل

استان تهران- فیروزکوه- شکنجه و شهادت سه پاسدار کمیته انقلاب اسلامی در سال 1361 به دست منافقین، موجی از نفرت از این کوردلان را در دل های آحاد جامعه ایران اسلامی برافروخت.

اوایل دهه 60 و پس از ناکامی‌های متعدد منافقین در کشور، این سازمان اقدام به انجام عملیات‌هایی با نام ?عملیات‌های مهندسی? می‌کند که طی آن برخی افراد و جوانان مؤمن و گاها افراد عادی جامعه، توسط تیم‌های ترور آنان ربوده و پس از شکنجه‌های فراوان به شهادت می‌رسند.

عملیات هایی که به گفته خودشان در آن هر کس چه اطلاعات بدهد و چه اطلاعات ندهد، بایستی کشته شود و لذا، کارنامه سیاه سازمان منافقین در ایران بر هیچ کس پوشیده نیست.

منافقین پس از آن که راه خود را از مسیر انقلاب و نظام اسلامی جدا کردند، همیشه سعی می‏کردند تا به روش‏های گوناگون، خللی در این راه ایجاد کرده و نظام را با مشکل روبرو سازند. آنان برای این منظور از ترور و آدمکشی در کوچه و بازار و قتل و کشتار انسان‏های بی‏گناه، ابایی نداشتند و دستان خود را به خون مردم بی‏گناه آلوده ساختند.

فرمانده سپاه ناحیه مقاومت بسیج فیروزکوه در این رابطه اظهار داشت: این کوردلان 30 سال پیش در چنین روز برای گرفتن اطلاعات، سه تن از پاسداران کمیته‏های انقلاب به نام‏های ?میرحبیبی?، ?طاهری? و ?طهماسبی? را ربودند.

سرهنگ ?اکبر کلیچ? افزود: پس از اعمال شکنجه‏های وحشتناک و وارد آوردن انواع صدمات جسمی به این پاسداران، منافقین از اخذ اخبار و اطلاعات از آنان ناامید شدند.

وی تصریح کرد: آنان وقتی به عزم آهنین حزب اللهیان علیه استکبار جهانی و ایادی مزدور داخلی‏ شان پی بردند، بدن نیمه جان آنان را، دست و پا بسته در تاریکی شب در اطراف تهران زنده به گور نمودند و به همگان ثابت کردند که نه تنها از دین و مکتب و میهن دوستی بهره‏ای ندارند، بلکه برای تحقق اهداف پلید خویش، حاضرند وحشیانه ‏ترین اعمال را در مورد همنوعان و انسان‏های بی‏ گناه انجام دهند.

فرمانده سپاه فیروزکوه خاطرنشان کرد: این قبیل کارها باعث شد که مردم قهرمان ایران، مقاوم‏ تر از گذشته در برابر شعار دروغین وطن‏خواهی و وطن دوستی منافقان ایستادگی کنند و نفرت کوردلان از خدا بی‏خبر در دلشان بیش از پیش افزون‏تر شود.

وی در خاتمه با بیان اینکه خون های پاک بسیاری توسط این کوردلان از خدا بی خبر بر سر مقاصد شوم و پلیدشان ریخته شده، خواستار تداوم حفظ وحدت و انسجام رویه و حرکت در مسیر ولایت مطلقه فقیه از سوی آحاد مردم شریف ایران اسلامی در راه دستیابی به آرمان های عالیه انقلاب و امام راحل شد.

 

روایت جزئیات شکنجه سه پاسدار/1
عاملان زنده به گور کردن سه پاسدار چه کسانی هستند+تصاویر

پس از گذشت سه دهه، جزئیاتی از شکنجه سه پاسدار شهید توسط منافقین منتشر شد.

خبرگزاری فارس: عاملان زنده به گور کردن سه پاسدار چه کسانی هستند+تصاویر

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، مشرق نوشت:  آنچه پیش روی شماست نمونه ای از اسناد بازجویی منافقین کور دلی است که با شکنجه بی رحمانه سه پاسدار و یک شهروند که به شغل کفاشی مشغول بود، یکی از بارزترین اسناد جنایت آنان را برای تاریخ مشخص خواهد کرد.

سازمان مجاهدین خلق ایران نام یک گروه سیاسی- نظامی است که در سال 1344 توسط سه تن از روشنفکران جوان مسلمان، با هدف سرنگونی رژیم وابسته پهلوی تأسیس شد. این سازمان نیز همچون اغلب گروه هایی که در دهه 1340 مشی قهرآمیز را در مبارزه برگزیدند، تحت تأثیر سرکوب قیام مردمی 15 خرداد و شکست مبارزات مسالمت آمیز، در جریان تدوین استراتژی به «مبارزه مسلحانه» رسید و به تدریج با بهره گیری از تئوری ها و تجارب جریان های چپ و مارکسیست آمریکای لاتین، شیوه «جنگ چریکی شهری» را در تاکتیک اتخاذ کرد.(کتاب سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام جلد 1 صفحه 273)

در سال 50 بنیانگذاران این سازمان و بدنبال آن اکثریت کادر آن توسط ساواک دستگیر و با اعدام بنیانگذاران و تعداد از کادرهای اصلی آن ضربه سختی را متحمل شد و در آستانه تلاشی کامل قرار گرفت.

در سال 54 با تغییر ایدئولوژی، مارکسیسم را پذیرفت و بدنبال آن تصفیه های خونینی در آن صورت گرفت و تعدادی از کادرهای آن از جمله مجید شریف واقفی به قتل رسید.

در سال 57 به یمن پیروز انقلاب پیروزمند و سقوط شاه کادرهای باقی مانده از زندان آزاد شدند و از همان ابتدا به مخالفت با رژیم جدید دست زدند.

در سال 60 به دنبال 3 سال کش و قوس بالاخره مشی مسلحانه را بر علیه حکومت جدیدالتاسیس و به منظور سرنگونی سریع آن برگزیدند.

متعاقب آن سران این گروه به فرانسه و سپس به عراق پناهنده شدند و خود را بطور کامل در راستای سیاست های دولت عراق و علیه منافع مردم ایران قرار دادند.

 

به دنبال شکست های پی درپی در استراتژی های اعلام شده بحث های جدیدی به نام انقلاب ایدئولوژیک به راه افتاد که سرآغاز آن ازدواج مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو همسر مهدی ابریشمچی بود.

از این سرفصل یعنی از 64 به بعد این سازمان سیاسی نظامی عملا مسیر تبدیل شدن به یک فرقه مذهبی – تروریستی خطرناک را به سرعت طی کرد و نیروهای خود را به ورطه ای فوق العاده هولناک کشاند.

در سال 67 با نا امیدی دست به آخرین حربه جنگی خود زد و به قصد تصرف تهران با کمک نیروهای عراقی و تسلیحات غربی به سمت تهران به حرکت درآمد و بعد از 3 روز با تحمل تلفات بیشمار شکست را پذیرفت و نیروهای باقی مانده ناچار به عراق متواری گردیدند.

بعد از این واقع سیل ریزش نیرویی در این سازمان آغاز و تاکنون رو به افزایش بوده است و عملا این فرقه تروریستی را به سمت نابودی کامل فیزیکی سوق داده است.

این فرقه در حال حاضر به عنوان تنها راه بقاء مشغول وطن فروشی و جاسوسی به نفع بیگانگان است و سعی می کند تا با آویختن خود به قدرت های بزرگ مفری برای نجات بیابد.

حال پس از گذشت بیش از سه دهه از آن روزها پایگاه خبری مشرق نیوز در نظر دارد با انتشار « جزئیات شکنجه سه پاسدار شهید» باردیگر جنایات انجام توسط منافقین در دهه شصت را برای مخاطبین جوان خود عیان نماید.

لذا پیش از مطالعه این متن از تمامی خانوده شهدا به خصوص خانواده سه شهید: محسن میرجلیلی، شاهرخ طهماسبی و طالب طاهری عذرخواهی نموده و از مخاطبینی که دچار بیماری قلبی هستند تقاضا می شود تا از دیدن تصاویر و فیلم های موجود در این قسمت و قسمت های دیگر جدا خودداری نمایند.

«یحذر المنافقون ان تنزل علیه سوره تنبئهم بما فی قلوبهم قل استهزوا ان الله مخرج ماتخذرون» (سوره توبه آیه 64)؛ منافقین بیمناک و در هراسند از اینکه سوره ای نازل گردد و آنان را به آنچه در قلبهایشان می باشد، آگاه سازد. به آنان بگو (هرچه می خواهید) استهزاء کنید، خداوند آنچه را که از آن می ترسید بر ملا خواهد ساخت.

هم زمان با حرکت پر روش انقلاب اسلامی در ایران، حباب های توخالی و رنگارنگی در مسیر پر تلاطم آن ظاهر شدند که هر یک به سهم خود می خواستند در مقابل آن جریان اصیل و حیات بخش مانعی ایجاد کرده و آنرا به مسیرهای انحرافی بکشانند. آنان برای رسیدن به مقاصد پلیدشان جنایات بی شماری را مرتکب گردیدند و همگام با اهداف استکبار جهانی درصدد براندازی نظام جمهوری اسلامی بر آمدند و در مقابله این نظام الهی و مردمی در صف واحدی با کفر جهانی قرار گرفتند.

یکی از چهره های رنگ باخته و رسوای این اتحاد شوم و ضد انقلابی گروهک تروریستی منافقین(سازمان مجاهدین خلق) می باشد که از آغاز شکل گیری حاکمیت اسلامی درصدد ضربه زدن به آن بر آمد و با دعاوی به اصطلاح خلقی سعی نمود افرادی با ویژگی های گوناگون مانند: خود کم بینی، عقده حقارت، ‌ماجراجوئی، قدرت طلبی، اشتهار، غرض ورزی، کینه توزی، مطرود اجتماعی یا خانوادگی، طالب ارضاء تمایلات نفسانی و گاها افراد ناآگاه و ساده لوحی را به خود جذب نماید و به کمک آنان با ایجاد نفاق در جامعه، ‌وحدت و یکپارچگی امت اسلامی را از میان بردارد و مردم را نسبت به انقلاب اسلامی و رهبری قاطع و سازش ناپذیر آن دلسرد کند تا از این رهگذر زمینه را برای حضور مجدد استکبار جهانی و عوامل وابسته به آن آماده سازد.

منافقین برای دستیابی به اهداف فوق از ابتدای پیروزی انقلاب توطئه های بیشماری را طراحی و به اجرا درآوردند که یکی پس از دیگری با بن بست و ناکامی مواجه گردید. آنان در ادامه توطئه های شکست خورده گذشته خود به همراه دیگر هم پیمانانشان در روز 30 خرداد 1360 به یک شورش خیابانی در جهت انجام کودتا و براندازی حاکمیت خط امام و قبضه کردن قدرت دست زدند که این حرکت شوم بلافاصله با حضور گسترده و میلیونی امت حزب الله با شکست سختی مواجه گردید و چهره ضد بشری و تروریستی شان افشاء گردید و از این پس بود که با بی‌شرمی تمام به انجام یکسری جنایات فجیع و ترورهای مذبوحانه دیگر اقدام نمودند. سردمداران منافقین درشامگاه هفتم تیر همان سال به گمان خود طرح کودتا را از طریق ترور مقامات و مسئولین بالای مملکتی دنبال کردند که این بار نیز با وجود به شهادت رسیدن درخشان ترین گهرهای جمهوری اسلامی و موثرترین عوامل ثبات آن به خواست خدا و با هدایت و رهبری پیامبر گونه حضرت امام- ارواحنا له الفداء- و انسجام و یکپارچگی و حضور بی نظیر تمامی مردم در صحنه،‌ دسیسه ننگین دشمنان نقش بر آب شد و سرکرده منافقین به همراه بنی صدر مخلوع فرار کرده و به دامان دولت سوسیال- صهیونیست فرانسه گریختند و در کنار فراریان سلطنت طلب به دریوزگی اربا بان خود پرداختند.

 

از این پس با فعال شدن جبهه های جنگ تحمیلی با دشمن متجاوز بعثی و پیروزی های پی در پی و افتخار آفرین رزمندگان اسلام در مرزهای کشور، عوامل مزدور این گروهک به عنوان ستون پنجم دشمن در داخل میهن اسلامی به جنایات تروریستی خود همچنان ادامه دادند. آنان با ترور ائمه جمعه و جماعات شهر ها و مسئولین مملکتی و بمب گذاری و تخریب و به خاک و خون کشیدن امت حزب الله و با کشتار و به آتش کشاندن اجساد مردم بیگناه و در نهایت با ربودن و شکنجه کردن پاک ترین فرزندان این مرزو بوم سعی در متوقف کردن چرخهای پرتوان نظام اسلامی داشتند.

اما باز هم به خواست خدا تمامی این توطئه یکی پس از دیگر به شدت نقش بر آب شد و هیچ یک از تلاش های مذبوحانه بعدی این مزدوران هم به نتیجه ای نرسید و لانه فساد تیمی شان به کمک اطلاعات 36 میلیونی، یکی پس از دیگری مورد شناسائی قرار گرفت و اکثریت عناصر این جریان در عملیات هماهنگ سربازان گمنام انقلاب اسلامی دستگیر یا معدوم شدند. ضربات متعددی که طی این مدت در مقاطع حساس بر پیکر پوشالی این گروهک تروریستی در تهران و کلیه شهرستان ها وارد گردید موجب متلاشی شدن تشکیلات تار عنکبوتی آنان شد. عناصر باقیمانده و متواری این گروهک برای فرار از کیفر جنایات خود اقدام به گریختن از مرزها و یا کمین کردن در روستاهای کردستان مظلوم نمودند که باز هم با هوشیاری و مراقبت مسئولین و عملیات متهورانه نیروهای پر توان جمهوری اسلامی،‌اکثریت آنان دستگیر یا معدوم شدند.

در دوره جنگ تحمیلی هم که گروهک های ضد انقلابی و محارب از جمله منافقین در داخل کشور توان و نیروهای انجام هیچ گونه حرکت تروریستی مؤثری را نداشتند و نمی توانستند خواست قدرت های استکبار و دول مرتجع منطقه را برآوردند برای از دست ندادن حمایت اربابان و ادامه حیات انگلی خود ناچار شدند به پست ترین شیوه ها روی بیاورند و با جاسوسی در جبهه و دادن اطلاعات به دشمنان اسلام و ایران نظر اربابانشان را بخود متوجه سازند. یا با طرح اکاذیب و وارونه جلوه دادن حقایق و واقعیت مربوط به مسائل داخلی کشور، رضایت حامیان امپریالیست خود را به دست آورند.

شهید طالب طاهری




تاریخ : یکشنبه 92/5/20 | 8:18 صبح | نویسنده : ف م ن | نظر

اعلامیه حقوق بشر اسلامی

اعلامیه اسلامی حقوق بشر مصوب 14 محرم 1411 قمری
(مطابق با 5 اوت 1990 میلادی و 15 مرداد 1369 شمسی)
اجلاس وزرای امور خارجه سازمان کنفرانس اسلامی در قاهره

(یا ایها النّاس انا خلقناکم من ذکر و انثى و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم) قرآن کریم
دولتهاى عضو سازمان کنفرانس اسلامى, با ایمان به الله, پروردگار جهانیان و آفریدگار کائنات و بخشنده نعمتها, خداوندى که انسان را به بهترین وجه آفریده و به او حیثیت داده و وى را خلیفه خود در زمین گرداند, خداوندى که آبادانى و اصلاح زمین را بر عهده بشر گذارده و امانت تکالیف الهى را بر گردن او نهاده و آن چه در آسمانها و زمین است همگى را تحت تصرف وى قرار داده و با تصدیق رسالت محمد(ص) که خداوند ایشان را به هدایت و آیین راستین فرستاده و وى را رحمتى براى جهانیان, و آزادگرى براى بردگان و شکننده اى براى طاغوت ها و مستکبران گردانیده است, پیامبرى که برابرى را میان همه بشریت اعلام نموده و هیچ اولویتى براى کسى بر دیگران جز در تقوى قائل نشده, و فاصله ها و اکراه را از میان مردم برچید, مردمى که خداوند آنان را از روح واحد آفریده است.

 

ارزیابی اعلامیه جهانی حقوق بشر





الف) تاریخچه حقوق بشر و سیر تدوین آن

هرچند تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر ، پدیده ای نوین است ، اما حقوق مذکور در آن ، قدمتی بس دراز دارد . در غالب نوشته های رایج پیرامون تاریخ علم و از جمله تاریخ حقوق و حقوق بشر، نویسندگان غربی و سپس نویسندگان متأثر از آنان ، خاستگاه علم موضوع بحث را یونان باستان معرفی کرده و سپس از آن جا به رم رفته و اروپا را مهد گسترش و پیشرفت آن علم معرفی می کنند و به غفلت یا تغافل و با چشمی بسته از دوران سیاه قرون وسطای اروپا گذشته و کمترین اشاره ای به نقش اسلام و مسلمانان نمی نمایند (1) ، در حالی که در خصوص موضوع بحث ما ، یعنی حقوق بشر ، اگر نتوان نقش انبیاء الهی را در اندیشه های حکمای یونان باستان بروشنی اثبات نمود ، حداقل تأثیر شگرف و بنیادین اسلام را بر فلاسفه بزرگ قرون اخیر اروپا ، نظیر منتسکیو ، ژان ژاک روسو نمی توان انکار کرد . اندیشمندانی که اعلامیه حقوق بشر، مایه ی اولیه خود را از اندیشه ی آنان گرفته است .
اتفاقا به همین دلیل است که نقاط قوت اعلامیه در همان جا است که به طور مستقیم و یا غیر مستقیم از شرایع الهی و اسلام بهره گرفته است ولی آن جا که تفریط ورزیده و از شرایع الهی عقب مانده و یا افراط نموده و از آن پیشی گرفته است ، دچار کاستی و یا اشکال شده است .
به هر حال مضامین موجود در اعلامیه جهانی حقوق بشر را ، با اختلافی کم و بیش می توان در اعلامیه حقوق انگلستان ( 1688 ) و سپس در قانون مصوب 1641 دادگاه ایالت ماسوچوست و پس از آن در قانون اساسی ویرجینیا که به دنبال اعلامیه استقلال آمریکا ( 4 ژوئیه 1776 ) به تصویب رسید مشاهده کرد . (2)
اما شاید کاملترین و نزدیکترین متن حقوقی ، اعلامیه حقوق بشر و شهروند فرانسه ( 26 اوت 1789 ) باشد که پس از انقلاب کبیر این کشور در ضمن 17 ماده بیان شده است . در عین حال باید توجه داشت که همه این قوانین و اعلامیه ها جنبه ی داخلی و ملی داشته است و تنها در حوالی پایان جنگ جهانی اول است که مسئله حقوق بشر صبغه فراملی و بین المللی به خود می گیرد و برای اولین بار در میثاق جامعه ملل و سپس معاهدات ناشی از آن ، مورد بحث واقع می شود ( 1919 ). (3)
گام های بعدی را در منشور آتلانتیک ( اوت 1941 ) می توان یافت که در قسمت سوم آن ، به حق مردم برای خودمختاری و در قسمت ششم آن به تأکید بر آزادی اندیشه و مذهب و حق امنیت اقتصادی و اجتماعی پرداخته است .
پس از آن ، در بیانیه ی سازمان ملل متحد که در اول ژانویه 1942 توسط 26 کشور به امضا رسید دول امضا کننده ، بر حقوق بشر و حمایت ازآن تأکید ورزیدند . و بعد از آن ، در طرح دمبارتن اوکس (1944) و کنفرانس سانفرانسیکو نیز اهمیت موضوع حمایت از حقوق بشر عنوان شد و تصمیماتی راجع به آن اتخاذ گردید . در آخرین گامها ، در منشور سازمان ملل متحد نیز ، به عنوان سند نظم نوین بین المللی پس از جنگ دوم جهانی به حقوق بشر، اشاره های فراوان شده است . منشور سازمان ملل متحد در مقدمه و در ماده ی 1 بند 3 و مواد 55 ، 56 ، 63 ( بندهای 1 و 2 ) ، حقوق بشر را مورد تأکید قرار داده است . همچنین مواد 68 و 76 نیز حاوی موادی در این ارتباط هستند . اختلاف در تفسیر مواد منشور موجب آن گشت که پس از تشکیل سازمان ملل متحد ، مجمع عمومی در اولین نشست خود ، از شورای اقتصادی و اجتماعی خواست تا طرح ارائه شده توسط کوبا را که طرحی در خصوص « بیانیه حقوق اساسی افراد وحقوق و وظائف دولتها » بود که کمیسیون تازه تأسیس « حقوق بشر » ارجاع کند . به علاوه مجمع درخواست کرد که موضوع ، پس از بررسی در کمیسیون ، به نشست دوم مجمع اعاده گردد ... کمیسیون حقوق بشر نتیجه ی کار خود را به شورای اقتصادی و اجتماعی ارائه داد و بیانیه و پیش نویس یک مقاوله نامه در مجمع عمومی در 26 اوت 1948 پذیرفته شد ... پس از آن مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سومین نشست خود ( 10 دسامبر 1948 ) در پاریس ، پس از آن که کمیته سوم مجمع مفاد پیش نویس را طی 85 جلسه نشست خود مورد مداقه قرارداد با 48 رأی موافق و 8 رأی ممتنع ( و بدون رأی مخالف ) مورد پذیرش قرار داد و بدین ترتیب ، اعلامیه جهانی حقوق بشر شکل گرفت .
از آنچه گذشت ، دو نکته به خوبی استفاده می شود :
اول آن که ، پیدایش و تدوین حقوق بشر ، در سیر اروپایی آن ، همیشه جنبه ی انفعالی داشته و به موجب انقلابات و حرکتهای مردم علیه نظامهای استبدادی و ستمگر پدید آمده است . و در آخرین مرحله آن ، پس از فجایع دو جنگ جهانی اول و دوم است که در قلمرو بین المللی مسئله حقوق بشر ، مطرح می گردد . خصیصه ی انفعالی بودن اعلامیه های حقوق ، موجب آن شده است که تدوین کنندگان آن نتوانند فارغ از هر گونه افراط و تفریط و با نظری معتدلانه ، جامع نگر و حقیقت یاب به انسان و حقوق او توجه کنند ودر نتیجه همین عامل است که اعلامیه ها با کاستی ها و اشکالاتی مواجه است .
دوم آن که ، تبیین و تدوین حقوق بشر ، در جوامع اروپایی که برای انسان ، زن ، آزادی و کرامت ، چندان ارزش و حقی - حتی به لحاظ تئوریک - قائل نبودند ، گامی ارزشمند در جهت احیای انسان و انسانیت محسوب می شود ، اما نسبت به جوامع اسلامی و حداقل نسبت به فقه و حقوق اسلام ، که چهارده قرن قبل ، بیشترین ارزش را برای انسان ، زن ، خانواده ، آزادی ، کرامت ، تساوی و برابری ، حق مبارزه با ظلم و ... قائل بوده است پیشرفتی محسوب نمی گردد .

ب) محتوای اعلامیه جهانی حقوق بشر

اعلامیه جهانی حقوق بشر ، شامل یک مقدمه و 30 ماده است که چون بدون ذکر عنوان و سر فصل به صورت پشت سر هم آمده است ، دسته بندی واحدی نسبت به آن وجود ندارد و شارحین آن ، هر یک بر حسب ذوق و سلیقه ی خود ، دسته بندی هایی را ارائه کرده اند . شاید بتوان ، مطالب اعلامیه را در شش بخش اصلی زیر ، خلاصه و طبقه بندی کرد .

بخش اول :

دیدگاهها ، اصول و مبانی . در مقدمه اعلامیه ، پس از آن که به علل تدوین اعلامیه و لزوم آن می پردازد دیدگاههای بنیادین تدوین کنندگان را نسبت به انسان مطرح ساخته و سپس در مواد یک و دو اعلامیه ، به بیان اصول حقوقی مبتنی بر این دیدگاهها می پردازد که شامل این موارد می شود :
1- وحدت خانواده بشری ؛
2- کرامت و ارزش ذاتی انسان ؛
3- حقوق بنیادین و غیر قابل انتقال مرد و زن ؛
4- آزادی ، برابری و برادری .

بخش دوم :

حقوق ، آزادی ها و مصونیتهای شخصی . اعلامیه در مواد 3 تا 11 به اهم حقوق و آزادی های شخصی ، نظیر حق حیات ، حق آزادی جسمانی و حقوقی ، حق داشتن امنیت ، اصل برائت ، مصونیتهای شخصی و منع توقیف ، حبس ، تبعید و شکنجه ، مصونیتهای قضایی و حق مراجعه برابر و مساوی به دادگاهها وحق رسیدگی علنی ، اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها پرداخته است .

بخش سوم :

حقوق بنیادین فرد در رابطه با خانواده ، سرزمین ، اشیاء و جهان خارج .
مواد 12 تا 17 اعلامیه شامل موارد فوق است و به مسائلی همچون تساوی حق ازدواج برای زن و مرد ، حق داشتن اقامتگاه ، مهاجرت ، آزادی رفت و آمد ، حق مالکیت و حق تابعیت پرداخته است .

حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی

 


چهاردهم مرداد در تقویم رسمی ایران به عنوان روز «حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی» نامگذاری شده است.


انتشار اعلامیه حقوق بشر اسلامی از سوی کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی پیش‌درآمدی شد بر اینکه کشورهای اسلامی نیز با تاسی از اندیشه‌های ناب اسلامی اعلامیه‌ای را در خصوص چهارچوب‌های حقوق بشر و کرامت انسانی منتشر کنند تا در مقابل اعلامیه جهانی حقوق بشر که بعضا در مواردی با چهارچوب‌های اسلامی تناقض دارد بتواند راهکاری جمعی برای ارزش گذاشتن به حقوق انسان‌ها از نگاه شریعت اسلامی باشد.

حقوق بشر

حقوق بشر همواره از موضوعاتی بوده که کشورهای استعمارگر و صاحب قدرت از آن به عنوان حربه‌ای برای سلطه بر کشورهای دیگر در طول تاریخ استفاده کرده‌اند. در این راستا و هم‌زمان با سالروز «حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی» بر آن شدیم تا با بازخوانی اعلامیه حقوق بشر اسلامی و مقایسه آن با اعلامیه جهانی حقوق بشر بر ویژگی‌های بارز این اعلامیه تاکیدی دوباره کرده باشیم.

اعلامیه جهانی حقوق بشر از همان ابتدا با رد موضع‌گیری دولت‌های اسلامی و اندیشمندان اسلامی مواجه شد. این اعلامیه در مواردی با احکام اسلامی کاملا مغایر بود، مانند حق آزادی مذهب و حق تغییر آن. مسلمانان تنها اسلام را دین حق می‌دانند و ارتداد را گناهی بزرگ و درخور مجازاتی عظیم می‌شمارند، با این حال پس از مدتی تحت فشار جامعه جهانی و تبلیغات وسیع به نفع حقوق بشر و مقبول افتادن اعلامیه مذکور در سطح دنیا برخی از متفکران جهان اسلام با پذیرش اصول اعلام شده در اعلامیه جهانی درصدد تطبیق آنها با موازین اسلامی برآمدند و کوشیدند ثابت کنند که این اصول و حقوق به نحو کامل‌تر و بهتری در اسلام وجود دارد و بعدها با الگوگیری از اعلامیه حقوق بشر بر آن شدند اصول و قواعد حقوق بشر را از متون اسلامی در آورده و آن را به صورت متنی مدون به جامعه جهانی ارائه دهند.

در این راستا از سوی سازمان کنفرانس اسلامی سه اعلامیه در رابطه با حقوق بشر منتشر شد:

1 ـ طرح اعلامیه حقوق و تکالیف اساسی انسان در اسلام، در سال 1979 میلادی در مکه مکرمه در عربستان.

2 ـ طرح سندی در رابطه با حقوق بشر در اسلام در سال 1988 میلادی در شهر طائف در عربستان.

3 ـ اعلامیه حقوق بشر اسلامی که در سال 1990 میلادی در شهر قاهره به تصویب رسید.

این اعلامیه در اجلاسی که در 21 ژوئیه تا 5 اوت 1990 میلادی مطابق با 9 تا 14 محرم سال 1411 هجری قمری و 10تا 15 مرداد ماه 1369 در قاهره و طی قطعنامه شماره P19/49 در نوزدهمین اجلاس وزرای خارجه کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی به تصویب رسید.

سازمان کنفرانس اسلامی این سند را صرفا به عنوان یک اعلامیه که بیان تلقی مشترک از حقوق بشر اسلامی است و نه یک کنواکسیون یا معاهده‌ای الزام‌آور تصویب می‌کند و به نظر می‌رسد که این اعلامیه به حالت فعلیت نرسیده و بعد از گذشت سال‌ها از زمان تصویب آن هنوز در مراحل ابتدایی اجراست.

برده برداری به‌طور صریح در اعلامیه حقوق بشر اسلامی ممنوع شده است. ماده 11 بند الف می‌گوید:« انسان آزاد متولد می‌شود و هیچ‌کس حق ندارد او را به بردگی بکشد یا ذلیل و مقهور خویش کند یا از او بهره‌کشی کند و بندگی جز برای خداوند متعال وجود ندارد».

محتوای اعلامیه حقوق بشر اسلامی

این اعلامیه شامل یک مقدمه و 25 ماده است. مقدمه با این عبارت شروع می‌شود: «دولت‌های عضو سازمان کنفرانس اسلامی، ضمن تاکید بر نقش تمدنی و تاریخی امت اسلامی که خداوند آن را بهترین امت برگزید …» و بعد از آن مواد 25‌گانه را ارائه می‌دهد.

محتوای این اعلامیه همانند محتوای اعلامیه جهانی آزادی سیاسی و اجتماعی و بسیاری از آزادی‌های دیگر را از حقوق انسان‌ها می‌داند و دولت و اجتماع را در فراهم کردن محیط زندگی برای برخورداری از این حقوق مسئول می‌داند. با این حال محتوای اعلامیه آزادی را که در تضاد با حقوق و تکالیف جامعه و فرد باشد، ممنوع کرده است.

در کل، محتوای این اعلامیه همانند اعلامیه جهانی صرفا یک بیانیه مشترک از حقوق بشر اسلامی است و نه کنوانسیون یا معاهده‌ای الزام‌آور. محتوای این اعلامیه هنگام بررسی در سازمان کنفرانس اسلامی مورد حذفیات و برخی تغییرات دیگر گرفت و آن را تا حدودی به اعلامیه جهانی نزدیک کرد ولی نکته قابل تامل این است که محتوای اعلامیه هنوز از حد اعلامیه صرف خارج نشده است.

ویژگی‌های اعلامیه حقوق بشر اسلامی

اعلامیه حقوق بشر اسلامی همانند اعلامیه جهانی حقوق بشر، بر شرافت و کرامت ذاتی انسان تکیه کرده و برخی حقوق لازم الرعایه را احصاء کرده است که باید آنها را به رسمیت شناخت و در مقام اعمال و اجرای آنها برآمد. برخی از اصولی که به عنوان حقوق آزادی‌های اساسی در اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده در این اعلامیه نیز آمده است. برخی از حقوق هم که در اعلامیه جهانی حقوق بشر نیامده، در اعلامیه اسلامی مورد توجه و تصریح قرار گرفته است؛ مثل ممنوعیت استعمارگری و حق مبارزه با آن یا حق مقابله با تجاوز به حیات انسان و نیز حق زندگی در محیط پاک و دور از مفاسد اخلاقی و داشتن امنیت دینی علاوه بر امنیت‌های مربوط به جان و خانواده و ناموس و نیز اشاره به لزوم حفظ حرمت انسان حتی پس از حیات او و محترم شمردن جنازه او.
حقوق بشر

نوآوری‌های اعلامیه حقوق بشر اسلامی

یکی از ارزشمندترین خصایص اعلامیه حقوق بشر اسلامی توجه به نکاتی است که در اعلامیه جهانی بدان توجه نشده است. این اعلامیه با حمایت از حقوقی که بی‌تردید در زمره حقوق مسلم بشر قرار دارند ولی در اعلامیه جهانی مورد غفلت واقع شده‌اند، جایگاه خود را به عنوان اعلامیه‌ای با مضامین بدیع در مقابل جهانیان به اثبات رساند و ارزش و اهمیت حقوق بشر در دین اسلام را نمایان کرد. اعلامیه مذکور با ممنوع شناختن استعمار و استعمارگری حق مبارزه با این موضوع را برای همه افراد بشر قائل شده است و به صراحت انواع گوناگون استعمار را به عنوان بدترین نوع بردگی تحریم می‌کند. اعلامیه حقوق بشر اسلامی حق رهایی و تعیین سرنوشت را برای تمامی ملت‌هایی که از استعمار رنج می‌برند به رسمیت شناخته و تمام دولت‌ها و ملت‌ها را موظف به یاری رساندن به قربانیان استعمار در جهت نابودی این پدیده مخرب دانسته است.

اعلامیه قاهره همچنین حق زندگی در محیط پاک و دور از مفاسد اخلاقی و لزوم حرمت انسان پس از مرگ را به گونه‌ای بدیع مورد اشاره و پذیرش قرار داده است.

همچنین این اعلامیه قدرت حکومت را به امانتی تعبیر کرده که به حاکم یا هیات حاکمه سپرده شده است و مقتضای امانت‌داری این است که از آن سوء استفاده نشود و بنابراین استبداد و دیکتاتوری و هر نوع سوء استفاده از قدرت، خیانت در امانت تلقی می‌شود و ممنوع است و طبعا وقتی امین از دایره امانتداری خارج شد، مشروعیت خود را از دست می دهد؛ چنانکه در بند الف ماده 23 اعلامیه حقوق بشر اسلامی می‌گوید:«ولایت امانتی است که استبداد یا سوء استفاده از آن شدیدا ممنوع است زیرا حقوق اساسی انسان از این راه تضمین می‌شود».

در بحث مقایسه حقوق بشر غربی با حقوق مذکور در اعلامیه حقوق بشر اسلامی باید توجه کرد که بدون قرارگرفتن موضوع تحت تاثیر احساسات و تعصبات، این دو اعلامیه از جهات بسیاری شبیه هم بوده و حتی اعلامیه اسلامی به استناد متون دینی، امتیازات و حقوق دیگران را هم پیش‌بینی کرده است ولی در عین حال این دو اعلامیه دارای تفاوت‌ها و تناقض‌هایی به شرح زیر است:

 اشتراکات دو اعلامیه حقوق بشری

1 ـ ممنوعیت برده‌داری: برده‌داری به‌طور صریح در اعلامیه حقوق بشر اسلامی ممنوع شده است. ماده 11 بند الف می‌گوید:« انسان آزاد متولد می‌شود و هیچ‌کس حق ندارد او را به بردگی بکشد یا ذلیل و مقهور خویش کند یا از او بهره‌کشی کند و بندگی جز برای خداوند متعال وجود ندارد». این ممنوعیت در ماده 4 اعلامیه جهانی حقوق بشر هم تصریح شده است. آنجا که بیان می‌کند: « احدی را نمی‌توان در بردگی نگاه داشت و داد و ستد بندگان به هر شکلی که باشد ممنوع است». نکته جالب این است که این موضوع در اعلامیه حقوق بشر اسلامی با تفصیل و توضیح بیشتری آمده است.

2ـ شناسایی حق مالکیت ادبی: حق دیگر، حق مالکیت ادبی یا استفاده از دستاوردهای علمی، ادبی، هنری و تکنولوژی است. این حق در اعلامیه اسلامی به رسمیت شناخته شده است. آن جا که در ماده 16 مقرر می‌دارد: «هر انسانی حق دارد از ثمره‌های دستاورد علمی یا ادبی یا هنری یا تکنولوژی خود سود ببرد و حق دارد از منابع ادبی و مالی حاصله از آن حمایت کند و …». همین حق در بند 2 ماده 27 اعلامیه جهانی نیز تصریح شده که: «هرکسی حق دارد از حمایت معنوی و مادی آثار علمی، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود».




تاریخ : جمعه 92/5/11 | 5:40 عصر | نویسنده : ف م ن | نظر

ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره) بیانیه ای را به مناسبت فرا رسیدن روز قدس منتشر کرد.

در این بیانیه آمده است: روز قدس یک روز جهانی است، روز مقابله ی مستضعفین با مستکبرین است، روز حیات اسلام است، روزی است که باید به همه ابر قدرت ها هشدار بدهیم که اسلام دیگر تحت سیطره شما و عمال خبیث شما واقع نخواهد شد. فلسطین تنها یک منطقه جغرافیایی نیست، بلکه یک نشانه از جدال حق و باطل است. همه باید بدانند که هدف دولت های بزرگ از حمایت اسراییل تنها با اشغال فلسطین پایان نمی پذیرد آنها در این نقشه اند که تمامی کشورهای عربی را به همان سرنوشت فلسطین دچار کنند.

مشکل اصلی فلسطین وجود دولت صهیونیستی است چراکه رژیم صهیونیستی هیچ بهره ای از جنایت های خود نخواهد برد. اسراییل با تبانی و همفکری دولت های استعماری غرب و شرق، زاییده شد و برای سرکوبی و استعمار ملل اسلامی به وجود آمد و امروز از طرف همه استعمارگران حمایت و پشتیبانی می شود.

برهمین اساس ستاد اجرایی فرمان‌ حضرت امام(ره)‌ نیز ضمن اعلام خشم و انزجار از صهیونیست و استکبار جهانی، با بهره‌مندی از منویات مقام معظم رهبری و همگام با حضور گسترده و یکپارچه تمامی مسلمانان و مردم جهان در راستای وظیفه اسلامی و انقلابی خود و خلق حماسه سیاسی دیگری، درمیان سیل خروشان راهپیمایان روز قدس حضور یافته و از همه ی اقشار ملت شریف ایران برای شرکت در راهپیمایی بزرگ این روز دعوت به عمل می‌آورد.

اعلام وضعیت جوی استان‌های کشور در آخرین جمعه ماه رمضان


یک کارشناس ارشد هواشناسی با بیان اینکه روند افزایشی دمای تهران تا یکشنبه هفته آینده ادامه دارد، گفت: در نیمه دوم هفته آینده از گرمای هوا در تهران کاسته می‌شود و در خنک‌ترین ساعت دمای هوا روز دوشنبه به 35 درجه سانتی‌گراد می‌رسد.
محمد اصغری در گفت‌و گو با فارس در خصوص شرایط جوی استان‌های کشور تا پایان هفته جاری گفت: با توجه به شرایط جوی حاکم بر کشور تا پایان هفته جاری در استان‌های اردبیل، ایلام، مازندران، گلستان، خراسان شمالی، آذربایجان شرقی و غربی، زنجان و ارتفاعات تهران به طور موقت بارش باران پیش‌بینی می‌شود.
وی ادامه داد: در ساعت‌های بعداز ظهر این هفته در استان‌های جنوبی کشور مانند استان‌های سیستان و بلوچستان، هرمزگان، شرق استان فارس و جنوب کرمان نیز بارش باران خواهیم داشت.
این کارشناس ارشد هواشناسی خاطرنشان کرد: استان‌های شرقی کشور وزش باد و گرد و خاک را تا پایان هفته جاری شاهد خواهند بود و هوای استان‌های کرمانشاه، ایلام و خوزستان در این مدت غبارآلود پیش‌بینی می‌شود.
اصغری افزود: همچنین آسمان جنوب تهران، کرمان، یزد، شمال اصفهان و استان مرکزی نیز تا پایان هفته جاری غبار آلود پیش‌بینی می‌شود.
وی در خصوص روند افزایشی دما در تهران گفت: دمای هوای تهران تا یکشنبه هفته آینده روند افزایشی دارد و امکان دارد یکشنبه در گرمترین ساعت روز دمای هوا به 40 درجه سانتی‌گراد نیز برسد اما در باند شمالی کشور تغییرات دمایی چندان قابل توجه نیست.
این کارشناس ارشد هواشناسی ادامه داد: اگر دیروز در گرمترین ساعت دمای هوای تهران به 37 درجه سانتی‌گراد رسید، امروز پنجشنبه و جمعه دمای هوا به 38 درجه سانتی‌گراد، روز شنبه 39 درجه و روز یکشنبه نیز دمای هوا به 40 درجه سانتی‌گراد افزایش پیدا می‌کند.
اصغری افزود: از دوشنبه هفته آینده از دمای هوا در تهران کاسته می‌شود و از نیمه دوم هفته آینده هوا خنک‌ می‌شود که در خنک‌ترین ساعات دمای هوا در روز دوشنبه به 35 درجه سانتی‌گراد کاهش پیدا می‌کند.

 

 

عضو حزب موتلفه اسلامی گفت: آمریکا و رژیم صهیونیستی طی دو سال گذشته به مقاصد شوم خود نائل نشده‌اند و نتوانستند سوریه را از حلقه مقاومت حذف کنند، لذا راهپیمایی روز قدس سال جاری نوعی حمایت از ملت سوریه و خط مقاومت محسوب می‌شود.

"محمدکاظم انبارلویی" عضو حزب موتلفه اسلامی در گفتگو با خبرنگار احزاب باشگاه خبرنگاران، با اشاره به اهمیت روز جهانی قدس امسال گفت: برگزاری باشکوه انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری سبب شده است تا ملت ایران امسال با انرژی و روحیه بالاتری در راهپیمایی روز قدس شرکت کنند و به محکوم کردن سیاست‌های تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی بپردازند.

 

عضو حزب موتلفه اسلامی تصرح کرد: خلق حماسه سیاسی ایران را بیش از پیش به عنوان قلب تپنده و قدرتمند جهان اسلام مطرح کرده است و این امر در برجستگی روز جهانی قدس امسال تاثیر بسزایی خواهد داشت.

 

انبارلویی اظهار داشت: آمریکا و رژیم صهیونیستی طی دو سال گذشته به مقاصد شوم خود نائل نشده‌اند و نتوانستند سوریه را از حلقه مقاومت حذف کنند، لذا راهپیمایی روز قدس سال جاری نوعی حمایت از ملت سوریه و خط مقاومت محسوب می‌شود.

 

عضو حزب موتلفه اسلامی در پایان خاطر نشان کرد: امسال در کشورهای اسلامی روز قدس با عزت و عظمت بیشتری برگزار خواهد شد چرا که بیداری اسلامی شکل گرفته در منطقه، سیاست‌های تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی را مورد هدف قرار داده است.
نماز آخرین جمعه ماه مبارک رمضان برای جبران نمازهای فوت شده
روز قدس



تاریخ : پنج شنبه 92/5/10 | 1:34 صبح | نویسنده : ف م ن | نظر

اعمال مشترک شب‌هاى قدر:

1ـ غسل شب قدر است، مرحوم «علاّمه مجلسى» فرموده: بهتر است غسلِ شب هاى قدر را مقارن غروب آفتاب انجام دهند که نماز مغرب را با غسل بخوانند.

2ـ دو رکعت نماز بخواند; که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه سوره «قُل هُوَ اللّه» را تلاوت کند و بعد از پایان نماز، هفتاد مرتبه بگوید: اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَ أَتُوبُ اِلَیْهِ در روایتى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمده است: کسى که این عمل را بجا آورد، از جاى خویش برنخیزد مگر این که خداوند متعال او و پدر و مادرش را بیامرزد و خداوند فرشتگان را مأمور مى کند تا سال آینده براى وى حسنات بنویسند...

3ـ امام باقر(ع) درباره عمل دیگر این شب فرمود: قرآن را بگشاید و در برابر خود قرار دهد وبگوید:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِ وَما فیهِ،وَفیهِ اسْمُکَ ]الاَْعْظَمُ[ الاَْکْبَرُ،وَ

خدایا از تو خواهم به حق کتاب فرستاده شده ات و آنچه در آن است که در آن است نام بزرگت و

اَسْماؤُکَ الْحُسْنى،وَما یُخافُ وَیُرْجى،اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقائِکَ مِنَ النّارِ.

نامهاى نیکویت و آنچه بدانها ترس و امید شود که قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ.

سپس حاجت خود را از خدا بخواهد.

4ـ مراسم قرآن به سر گرفتن است، به فرموده امام صادق(علیه السلام): قرآن مجید را بر سر بگذارد و بگوید:

اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ، وَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ، وَبِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِن مَدَحْتَهُ

خدایا به حق این قرآن و به حق آن کس که او را بدین قرآن فرستادى و هر مؤمنى که در آن مدحش کردى

فیهِ، وَبِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ، فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ.

و به حق تو بر ایشان زیرا هیچ کس به حق تو از خودت آشناتر نیست.

آنگاه هر یک از این اذکار را ده مرتبه بگوید:

بکَ یا اللهُ

بِمُحَمَّد(صلى الله علیه وآله)

بعَلِىٍّ(علیه السلام)

بِفاطِمَةَ(علیها السلام)

بِالْحَسَنِ(علیه السلام)

بِالْحُسَیْنِ(علیه السلام)

بِعَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ(علیه السلام)

بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ(علیه السلام)

بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد(علیه السلام)

بِمُوسَى بْنِ جَعْفَر(علیه السلام)

بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى(علیه السلام)

بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ(علیه السلام)

بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّد(علیه السلام)

بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ(علیه السلام)

بِالْحُجَّةِ(علیه السلام)

و در پایان هر حاجتى که دارد از خداوند طلب کند و در تمام این اذکار، نهایت حضور قلب و توجّه به درگاه خدا را حفظ کند.

بهتر است اگر مى‌خواهند توسّل گرفته، یا ذکر مصیبتى کنند قبل یا بعد از دعا باشد و دعا را قطع نکنند.

5ـ زیارت امام حسین(علیه السلام); به فرموده علاّمه مجلسى، زیارت امام حسین(علیه السلام) در هر یکى از این سه شب، مستحبّ مؤکّد است،(7) و در روایتى آمده است که سبب آمرزش گناهان مى شود(8) و اگر دسترسى به زیارت از نزدیک نداشته باشد، از دور زیارت کند.

6ـ احیا داشتن شب‌هاى قدر است; یعنى این شب را تا صبح بیدار باشد و با عبادت و دعا و تلاوت قرآن و جلسات سخنرانى دینى و پرسش و پاسخ هاى مذهبى و یا مطالعه کتاب هاى تفسیر و عقاید و مواعظ سپرى کند.

در روایتى از امام باقر(علیه السلام) آمده است: هر کس شب قدر را احیا دارد، گناهان او آمرزیده شود، هرچند زیاد باشد، و بهتر است روز قبل مقدارى استراحت کند و غذا و نوشیدنى کمتر بخورد تا خواب بر او غلبه نکند و کسانى که توانایى بر احیا ندارند، بهتر است اوّل شب را استراحت کنند و سحرگاهان بیدار باشند و عبادت نمایند.

7ـ صد رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) که فضیلت بسیار دارد و افضل آن است که اگر توانایى داشته باشد، در هر رکعت بعد از حمد، ده مرتبه سوره قل هو اللّه را بخواند.

شب قدر

یا رَبَّ لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَجاعِلَها خَیْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ وَرَبَّ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ
اى پروردگار شب قدر و قرار دهنده آن بهتر از هزار ماه و پروردگار شب و روز
وَالْجِبالِ وَالْبِحارِ وَالظُّلَمِ والاْنْوارِ وَالاْرْضِ وَالسَّماَّءِ یا بارِئُ یا
و کوهها و دریاها و تاریکى ها و روشنیها و زمین و آسمان اى پدیدآرنده اى
مُصَوِّرُ یا حَنّانُ یا مَنّانُ یا اَللّهُ یا رَحْمنُ یا اَللّهُ یا قَیُّومُ یا اَللّهُ یا بَدیعُ یا اَللّهُ یا اَللّهُ یا
صورت بخش اى عطابخش اى نعمت ده اى خدا اى بخشاینده اى خدا اى پاینده اى خدا اى نوآفرین اى خدا اى خدا

اَللّهُ لَکَ الاْسْماَّءُ الْحُسْنى وَالاْمْثالُ الْعُلْیا وَالْکِبْرِیاَّءُ وَالاْ لاَّءُ اَسْئَلُکَ
اى خدا از آن توست نامهاى نیک و نمونه هاى والا و بزرگى و نعمتها از تو خواهم که
اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّیْلَةِ
درود فرستى بر محمد و آل محمد و قرار دهى نام مرا در این شب در زمره
فِى السُّعَداَّءِ وَرُوحى مَعَ الشُّهَداَّءِ وَاِحْسانى فى عِلِّیّینَ وَاِسائَتى
سعادتمندان و روحم را با شهیدان و احسان و نیکیم را در بلندترین درجات و گناهم را

مَغْفُورَةً وَاَنْ تَهَبَ لى یَقیناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى وَایماناً یُذهِبُ الشَّکَّ
آمرزیده و یقینى به من ببخشى که همیشه با دلم همراه باشد و ایمانى به من بدهى که یکسره شک و تردید را
عَنّى وَتُرْضِیَنى بِما قَسَمْتَ لى وَ اتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنَةً وَفِى الاْخِرَةِ
از من دور کنى و بدانچه نصیبم کرده اى خوشنودم سازى و بده به ما در دنیا نیکى و نعمت و در آخرت نیز
حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ الْحَریقِ وَارْزُقْنى فیها ذِکْرَکَ وَشُکْرَکَ
نیکى و نگاهمان دار از عذاب آتش سوزان و روزیم کن در این شب ذکر خود و سپاسگزاریت

وَالرَّغْبَةَ اِلَیْکَ وَالاِْنابَةَ والتَّوبَةَ والتَّوْفیقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ الَ
و شوق و بازگشت و توبه بسوى خودت را و موفقم بدار بدانچه موفق داشتى بدان محمد و آل
مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ
محمد علیهم السلام

و روایت کرده محمّد بن عیسى به سند خود از صالحین : که فرمودند مکرّر مى کنى در شب بیست و سیّم از ماه رمضان این دعا را در حال سجود و قیام و قعود و بر هر حالى که هستى در تمام ماه و هر چه ممکنت شود و هر زمانى که حاضر شود تو را یعنى یادت آید این دعا در روزگار حیاتت مى گوئى بعد از ستایش کردن حقّ تعالى به بزرگوارى و فرستادن صلوات بر پیغمبر صلى الله علیه و آله :

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ فلان بن فلان و بجاى فلان بن فلان بگو :
خدایا باش براى ولى خود (فلان پسر فلان )
الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى اباَّئِهِ فى
حضرت حجت فرزند امام حسن عسکرى درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد در
هذِهِ السَّاعَةِ وَفى کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقاَّئِداً وَناصِراً وَدَلیلا
این ساعت و در هر ساعت یار و مددکار و نگهبان و رهبر و یاور و راهنما
وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً و مى خوانى نیز :

و دیده بان تا او را از روى میل و رغبت مردم در روى زمین سکونت دهى و بهره مندش سازى زمانى دراز
یا مُدَبِّرَ الاُْمُورِ یا باعِثَ مَنْ فِى الْقُبُورِ یا مُجْرِىَ الْبُحُورِ یا مُلَیِّنَ
اى تدبیرکننده کارها اى برانگیزنده هرکه در گورها است اى روان کننده دریاها اى نرم کننده
الْحَدیدِ لِداوُدَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمدٍ وَافْعَلْ بى کَذا وَکَذا
آهن براى حضرت داود درود فرست بر محمد و آل محمد و بکن نسبت به من چنین و چنان
و به جاى این کلمه حاجات خود را بخواهد اللَّیْلَةَ اللَّیْلَةَ
* * * * * * * * * * ** * * * * * * * همین امشب همین امشب

و بلند کن دستهاى خود را به سوى آسمان یعنى در وقت گفتن یا مُدَبِّرَ الاُْمُورِ تا آخر و بگو این دعا را در حال رکوع و سجود و ایستاده و نشسته و مکرّر کن آنرا و بگو آنرا نیز در شب آخر ماه رَمَضان .

 

 




تاریخ : پنج شنبه 92/5/10 | 1:24 صبح | نویسنده : ف م ن | نظر