قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا
خداوند از قیل و قال و تباه کردن مال و فراوانی سؤال نفرت دارد [امام کاظم علیه السلام]

اگر ما با علی باشیم در دنیا علی با ماست

نه تنها اندر این دنیا که در عقبا علی با ماست

علی با حق و حق با او گواهم پنح دم یا هو

به ابجد سیر کن تا بنگری معنا، علی با ماست

مسیح از مرتضی پرسید راه آسمان ها را

بگو بر پیروان مکتبِ عیسی علی با ماست

ز لطفش نامه? اعمال شیعه می شود اصلاح

علی پرونده ها را می کند امضا، علی با ماست

خروشان موج در پیش و از طوفان چه می ترسی

بگو یک یا علی و بگذر از دریا علی با ماست

تعال الله ولایت بر سر ما سایه گسترده

تو بنشین مدعی در سای? طوبا علی با ماست

شهیدان بر در و دیوار این کاشانه بنوشتند

قسم بر همت مردان? زهرا علی با ماست

به عالم تا قیامت کشور ما ناز خواهد کرد

و بر این ناز می نازیم چون مولا علی با ماست

دل اهل ولا را گر هزاران بار بشکافی

در او بینی نوشته با خط خوانا علی با ماست

به شیطان بزرگ و کوچک دوران بگو ما را

هراسی نیست از تهدید امریکا علی با ماست

به کعبه زاده شد تا قبل? دل ها شود حیدر

قسم بر احترام مسجد الاقصی علی با ماست

دعای اعتکاف مادرش شد مستجاب آن شب

شنید از هاتف غیبی، مکن پروا علی با ماست

شب معراج طاها مرتضی را در فلک می جست

ندا آمد حبیب ما بیا بالا علی با ماست

"کلامی" با علی بودن به محشر عالمی دارد

بگو ای دل مکن اندیش? فردا علی با ماست

ولی الله کلامی زنجانی

حدیث از امام علی

 

 

 

علی نجوای عرش کبریایی        علی مولود بیت ا...اعلی

علی آیینه ای از حق زمعنی     علی قربانی محراب خونین

علی میزان حق،مثقال توزین     علی مولای درویشان بی کس

علی روحی زانفاس مقدس      علی ذکر و دعای هرملائک

علی ره توشه عرفان سالک     علی وصف کمالات پیمبر

علی را دخت احمد گشته همسر   علی همراه خود دارد سه گوهر

علی دارد حسن همراه کوثر

علی دارد حسینی نور عینی

علی سلطان وچون او کس نبینی

علی غمخوار ودمساز یتیمان

علی مرحم به دلهای پریشان

علی شافی به غوغای قیامت

علی مبعوث حق ،نور ولایت

علی قرآن ناطق خصم هر خس

علی تفسیر قرآن و سخن بس    از سایت بیتوته

ولادت امام علی


ولادت و حسب و نسب

بنا بوشته مورخین ولادت على علیه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سى‏ام عام الفیل (1) بطرز عجیب و بیسابقه‏اى در درون کعبه یعنى خانه خدا بوقوع پیوست،محقق دانشمند حجة الاسلام نیر گوید:

اى آنکه حریم کعبه کاشانه تست‏ 
بطحا صدف گوهر یکدانه تست‏ 
گر مولد تو بکعبه آمد چه عجب‏ 
اى نجل خلیل خانه خود خانه تست

پدر آنحضرت ابو طالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر این على علیه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است (2)

مادر این طفل خدا پرست بوده و با دین حنیف ابراهیم زندگى میکرد و پیوسته بدرگاه خدا مناجات کرده و تقاضا مینمود که وضع این حمل را بر او آسان گرداند زیرا تا باین کودک حامل بود خود را مستغرق در نور الهى میدید و گوئى از ملکوت اعلى بوى الهام شده بود که این طفل با سایر موالید فرق بسیار دارد.

شیخ صدوق و فتال نیشابورى از یزید بن قعنب روایت کرده‏اند که گفت من با عباس بن عبد المطلب و گروهى از عبد العزى در کنار خانه خدا نشسته بودیم که فاطمه بنت اسد مادر امیر المؤمنین در حالیکه نه ماه باو آبستن بود و درد مخاض داشت آمد و گفت خدایا من بتو و بدانچه از رسولان و کتابها از جانب تو آمده‏اند ایمان دارم و سخن جدم ابراهیم خلیل را تصدیق میکنم و اوست که این بیت عتیق را بنا نهاده است بحق آنکه این خانه را ساخته و بحق مولودى که در شکم من است ولادت او را بر من آسان گردان ، یزید بن قعنب گوید ما بچشم خوددیدیم که خانه کعبه از پشت(مستجار) شکافت و فاطمه بدرون خانه رفت و از چشم ما پنهان گردید و دیوار بهم بر آمد چون خواستیم قفل درب خانه را باز کنیم گشوده نشد لذا دانستیم که این کار از امر خداى عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بیرون آمد و در حالیکه امیر المؤمنین علیه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زنهاى گذشته برترى دارم زیرا آسیه خدا را به پنهانى پرستید در آنجا که پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مریم دختر عمران نخل خشک را بدست خود جنبانید تا از خرماى تازه چید و خورد(و هنگامیکه در بیت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسید که از اینجا بیرون شو اینجا عبادتگاه است و زایشگاه نیست) و من داخل خانه خدا شدم و از میوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بیرون آیم هاتفى ندا کرد اى فاطمه نام او را على بگذار که او على است و خداوند على الاعلى فرماید من نام او را از نام خود گرفتم و بادب خود تأدیبش کردم و او را بغامض علم خود آگاه گردانیدم و اوست که بتها را از خانه من میشکند و اوست که در بام خانه‏ام اذان گوید و مرا تقدیس و تمجید نماید خوشا بر کسیکه او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر کسى که او را دشمن دارد و نافرمانیش کند. (3)

و چنین افتخار منحصر بفردى که براى على علیه السلام در اثر ولادت در اندرون کعبه حاصل شده است بر احدى از عموم افراد بشر چه در گذشته و چه در آینده بدست نیامده است و این سخن حقیقتى است که اهل سنت نیز بدان اقرار و اعتراف دارند چنانکه ابن صباغ مالکى در فصول المهمه گوید:

و لم یولد فى البیت الحرام قبله احد سواه و هى فضیلة خصه الله تعالى بها اجلالا له و اعلاء لمرتبته و اظهارا لتکرمته. (4)

یعنى پیش از آنحضرت احدى در خانه کعبه ولادت نیافت مگر خود او واین فضیلتى است که خداى تعالى به على علیه السلام اختصاص داده تا مردم مرتبه بلند او را بشناسند و از او تجلیل و تکریم نمایند.

امام علی

 

 

نقش امام علی در هجرت پیامبر:

سران قریش در خفا جمع شده و تشکیل کمسیونى دادند و پس از شور و بحث زیاد نتیجه شورا و تصمیم انجمن بدین ترتیب اعلام شد که از هر قبیله یک نفر قهرمان شمشیر زن انتخاب شود و این عده بالاتفاق شبانه بخانه پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم حمله نموده و او را در بسترش با شمشیرهاى عریان بقتل رسانند و چون بنى‏هاشم به تنهائى قدرت مقابله با تمام قبایل عرب را نخواهند داشت در نتیجه خون پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم لوث شده و بهدر خواهد رفت.

این نقشه شیطانى یک تصمیم قطعى و خلل ناپذیرى بود که در پنهانى براى از بین بردن پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم طرح و اتخاذ گردید ولى خداوند متعال همان خدائى که در غار حرا پرتوى از جمال خود را بوجود محمد صلى الله علیه و آله و سلم انداخته و او را در نور حیرت و عظمت مستغرق کرده بود باز دل روشن و حقیقت جوى پیغمبر را از این تصمیم قریش آگاه گردانید و اجازه داد که شبانه ازمکه بسوى مدینه هجرت نماید. (1)

اما تدبیرى لازم بود تا کفار قریش از هجرت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم با خبر نباشند و خانه و بستر او بدون صاحب نماند،حالا چه کسى است که بعوض پیغمبر در آن رختخواب بخوابد و خود را طعمه شمشیر مهاجمین قریش سازد؟

اینجا است که قهرمان این حادثه خود نمائى میکند و ذکر این مقدمات براى معرفى نام نامى او است این قهرمان شیر دل فقط و فقط على علیه السلام بود که چشم روزگار نظیرش را در گذشته ندیده و تا ابد هم نخواهد دید.

پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم على را میشناخت و بمیزان ایمان و اخلاص او آگاه بود رو بسوى وى آورد و فرمود یا على دستور الهى بر اینست که مکه را ترک گویم و بسوى مدینه هجرت کنم،اما این هجرت یک مسافرت عادى و معمولى نیست و بایستى محرمانه و سرى باشد تا کفار قریش از آن آگاه نباشند زیرا تصمیم گرفته‏اند امشب مرا در بسترم بخون آغشته نمایند و براى اغفال آنها لازم است خانه و رختخواب من خالى نباشد تا آنها مرا تعقیب نکنند،فرمان الهى است که در بستر من بخوابى تا من به پنهانى مهاجرت کنم.

هنوز سخن پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم تمام نشده بود که على علیه السلام با جان و دل دعوت او را اجابت کرد و گفت:اطاعت میکنم یا رسول الله و در اجراى این امر بسیار خرسند و سپاسگزارم.

پیغمبر فرمود یا على کار بسیار خطرناکى بعهده تو گذاشته شده است زیرا رجال قریش شبانه خانه من ریخته و رختخواب مرا زیر شمشیرهاى برهنه خواهند گرفت در حالیکه تو میخواهى در آن بستر بخوابى!

پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم هر چه اعلام خطر نموده و اهمیت این امر خطر را در نظر على علیه السلام مجسم میساخت خرسندى او بیشتر میگشت تا بالاخره گفت یا رسول الله مگر غیر از مرگ و کشته شدن چیز دیگرى هم هست؟چه‏سعادتى بالاتر از این که من بدستور الهى جان خود را در راه اشاعه دین تو فداى تو کرده باشم؟

چون رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم صراحت لهجه و جانفشانى على علیه السلام را در راه حق و حقیقت مشاهده کرد چشمان مبارکش پر آب گردید و با همان حال رقت و عطوفت سر و روى على را غرق بوسه ساخت و او را وداع کرد و بعزم مهاجرت مکه را ترک نمود. (2)

على علیه السلام هم که جوان 23 ساله‏اى بود جامه مخصوص پیغمبر را که در موقع خواب به تن میکرد پوشید و در فراش آنحضرت دراز کشیده و منتظر وقوع حادثه پر خطرى گردید.

صاحب فصول المهمه و کفایة الطالب و دیگران نوشته‏اند که چون على علیه السلام شبانه در بستر پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم قرار گرفت خداوند عز و جل به جبرئیل و میکائیل فرمود من شما را برادر یکدیگر گردانیدم و عمر یکى از شما را طولانى‏تر از دیگرى قرار دادم کدامیک از شما حاضر است که زیادى عمر را بدیگرى بخشد عرض کردند پروردگارا در این امر مختاریم یا مجبور خداوند فرمود بلکه مختارید هیچک از آندو حاضر نشد که عمر زیادى را بدیگرى بخشد،خداوند تعالى فرمود که من میان على ولى خود،و محمد پیغمبر اخوت و برادرى برقرار کردم و او در فراش پیغمبر خوابیده است (و بنگرید که او چگونه) جان خود را فداى برادر کرده و زندگى ویرا بر حیات خویش ترجیح داده است بزمین نازل شوید و او را از شر دشمنانش محفوظ دارید.

پس آندو فرشته نزد على علیه السلام آمدند و جبرئیل در بالاى سرش ایستاد و میکائیل در پائین پاى او و جبرئیل میگفت:بخ بخ یا ابن ابیطالب من مثلک و قد باهى الله بک الملائکة (به به اى پسر ابوطالب کیست مانند تو که خداوند تعالى بوجود تو بفرشتگان مباهات مینماید) (3) بارى جنگجویان قریش که براى از بین بردن پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم در دار الندوة دور هم گرد آمده بودند از سر شب آنجا را ترک کرده و با شمشیرهاى عریان و بران خانه رسول اکرم را محاصره نمودند.

در سپیده دم که سکوت و خاموشى بر شهر مکه حکمفرما بود خواستند تصمیم شوم خود را بمرحله اجراء در آورند،بمحض ورود بداخل خانه،على علیه السلام سر از بالین خود برداشت و بانگ زد کیستید و چه میخواهید؟چون رجال قریش على علیه السلام را دیدند از حیرت و وحشت سر تا پا خشک شدند و بالاخره سکوت را شکستند و گفتند محمد کجا است؟

على علیه السلام با خونسردى تمام فرمود:من نگهبان او نبودم و شما هم او را بمن نسپرده بودید که از من باز میخواهید.

یکى از مهاجمان گفت پشت و پناه محمد همین على است و خوبست على را بجاى او در خونش غوطه‏ور سازیم!

 

ولادت امام علی و روز پدر

پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل   تیشه‌ای بود که شد باعث ویرانی من

یوسفت نام نهادند و به گرگت دادند   مرگ، گرگ تو شد، ای یوسف کنعانی من

مه گردون ادب بودی و در خاک شدی    خاک، زندان تو گشت، ای مه زندانی من

از ندانستن من، دزد قضا آگه بود  چو تو را برد، بخندید به نادانی من

آن که در زیر زمین، داد سر و سامانت   کاش میخورد غم بی‌سر و سامانی من        پروین اعتصامی         منبع

 

ولادت امام علی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دانلود مولودی در مذهب ما کلام حق از محمود کریمی

 

هر کس که شود داخل حصن حیدر
ایمن بود از عذاب روز محشر
جز مهر علی و آل چیزی نبود
سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر

امام علی


آن شیر دلاور که زبهر طمع نفس
در خوان جهان پنجه نیالود، علی بود
شاهی که وصی بود و ولی بود، علی بود
سلطان سخا و کرم و جود، علی بود
jadid-sms-bin

اس ام اس ولادت امام علی (ع) را در جهانی‌ها بخوانید

حجت حق، از حریم حق، به امر حق عیان شد
روشن از نور رخش، ارض و سما، کون و مکان شد
خانه زاد حق ولادت یافت اندر خانه ی حق
حق به مرکز جا گرفت، باطل گریزان از میان شد
میلاد امام علی(ع) مبارک باد
jadid-sms-bin

متن تبریک ولادت امام علی


زان سبب ماه رجب ماه خداست
که اندر آن میلاد شاه لافتی ست
شد رخش از کعبه ظاهر، عقل گفت:
چون که صد آمد نود هم پیش ماست
میلاد امام علی(ع) مبارک باد

یا امام علی

سلام خدمت بازدید کنندگان عزیز ولاد امام علی (ع) و روز پدر گرامی باد


نوشته شده توسط ف م ن 96/1/16:: 9:33 عصر     |     () نظر

تدابیر امنیتى امام عسکرى (ع)

علاوه بر آنچه گفتیم، اسناد و شواهد دیگرى در دست است که از یک سو عمق شیطنت و وسعت نقشه‏هاى خائنانه دربار عباسى در مورد امام و یارانش را نشان مى‏دهد، و از سوى دیگر هشیارى و تدابیر امنیتى امام را بخوبى جلوه گر مى‏سازد که از آن جمله چند مورد یاد شده در زیر را مى‏تون نام برد:

1 - «ابو هاشم داود بن قاسم جعفرى» (22) مى‏گوید: ما چند نفر در زندان بودیم که «امام عسکرى» و برادرش «جعفر» را وارد زندان کردند. براى عرض ادب و خدمت، به سوى حضرت شتافتیم و گرد ایشان جمع شدیم. در زندان، مردى «جمحى» (خ ل: عجمى) بود و ادعا مى‏کرد که از علویان است. امام متوجه حضور وى شد و گفت: اگر در جمع شما فردى که از شما نیست نمى‏بود، مى‏گفتم کى آزاد مى‏شوید. آنگاه به مرد «جمحى» اشاره کرد که بیرون رود، و او بیرون رفت. سپس فرمود: این مرد از شما نیست، از او بر حذر باشید، او گزارشى از آنچه گفته‏اید براى خلیفه تهیه کرده که هم اکنون در میان لباسهاى اوست. یکى از حاضران او تفتیش کرد و گزارش را که در لاى لباس پنهان کرده بود، کشف کرد، مطالب مهم و خطرناکى درباره ما نوشته بود.(23)

این حادثه نشان مى‏دهد که حتى در زندان هم براى کنترل امام و شیعیان، مأمور مخفى گماشته بودند.

2 - یکى از یاران امام بنام «احمد بن اسحاق» مى‏گوید: به حضور امام رسیدم و از او درخواست کردم که چیزى بنویسد و من خط او ببینم تا اگر نامه‏اى از او رسید، خطش را بشناسم (و دشمن نتواند بنام امام نامه جعل کند) امام فرمود: خط من، گاهى با قلم باریک و گاهى با قلم پهن است، اگر چنین تفاوتى مشاهده کردى نگران نباش...(24)

3 - یکى از یاران امام مى‏گوید: ما گروهى بودیم که وارد سامرّأ شدیم و مترصد روزى بودیم که امام از منزل خارج شود تا بتوانیم او را در کوچه و خیابان ببینیم. در این هنگام نامه‏اى به این مضمون از طرف امام به ما رسید: هیچ کدام بر من سلام نکنید، هیچ کس از شما به سوى من اشاره نکند، زیرا براى شما خطر جانى دارد! (25)

4 - «عبدالعزیز بلخى» مى‏گوید: روزى در خیابان منتهى به بازار گوسفند فروشها نشسته بودم. ناگهان امام حسن عسکرى را دیدم که به سوى دروازه شهر حرکت مى‏کرد. در دلم گفتم: خوب است فریاد کنم که: مردم! این حجت خدا است، او را بشناسید. ولى با خود گفتم در این صورت مرا مى‏کشند! امام وقتى به کنار من رسید و من به او نگریستم، انگشت سبابه را بر دهان گذاشت و اشاره کرد که سکوت! من بسرعت پیش رفتم و بوسه بر پاهاى او زدم. فرمود: مواظب باش، اگر فاش کنى، هلاک مى‏شوى! شب آن روز به حضور امام رسیدم. فرمود: باید رازدارى کنید وگرنه کشته مى‏شوید، خود را به خطر نیندازید. (26)

5 - در زمان امام عسکرى - علیه السلام - شخصى از علویان به عزم کسب و کار از سامرّأ بیرون آمده و به سوى بلاد جبل (قسمتهاى کوهستانى غرب ایران تا همدان و قزوین) رفت. شخصى از دوستداران امام از مردم «حلوان» (پل ذهاب) به او برخورد کرد و پرسید:

- از کجا آمده‏اى؟

- از سامرّأ.

- آیا فلان محله و فلان کوچه را مى‏شناسى؟

- آرى.

- از حسن بن على خبرى دارى؟

- نه.

- براى چه به جبل آمده‏اى؟

- براى کسب و کار.

- من پنجاه دینار دارم، آن را بگیر و با هم به سامرّأ برویم و مرا به خانه حسن بن على (عسکرى) برسان. علوى پذیرفت و او را به خانه امام برد...(27)

این ماجرا بخوبى نشان مى‏دهد که به واسطه کنترل بسیار شدید حکومت، دسترسى به امام تا چه حدّ دشوار بوده است.

از طرف دیگر، مبلغى که مرد حلوانى - در برابر راهنمایى او به خانه حضرت - به شخص علوى پرداخت، نشانه اهمیّت دیدار با امام در آن روزگا است ،زیرا پنجاه دینار در آن زمان مبلغ قابل توجهى بوده است، چه، ارزش یک دینار در آن زمان را برخى از دانشمندان، معادل یک شتر دانسته‏اند (28)، بنابر این پنجاه دینار از نظر قدرت خرید در آن زمان، مثل این بوده است که کسى در زمان ما، قیمت پنجاه شتر را بپردازد!

آسمان

احادیث امام حسن عسکری)     امام حسن عسکری(علیه السلام میفرمایند):

1-تا دلها شاد و سر زنده اند به آنها بیاموزید و چون افسرده شدند آزادشان گذارید

 

2-حدیث از امام حسن عسکری

3-خشم و غضب کلید هر گونه شر و بدی است.

حدیث از امام حسن عسکری

4- تقواى الهى پیشه کنید و مایه زینت ما باشید ، نه مایه سرشکستگى ما .

یا حسن عسکری

5-شادمانی کردن در نزد غم دیده بی ادبی است.

حدیث از امام حسن عسکری

6-هر که به پایین نشستن در مجلس خشنود باشد، پیوسته خدا و فرشته ها بر او رحمت فرستند تا برخیزد.

7-بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ به اسم اعظم خدا نزدیک تر از سیاهى چشم است به سفیدى آن



نوشته شده توسط ف م ن 95/10/17:: 2:57 عصر     |     () نظر

دو چشم بی رمق وا کن پدر جان غم ما را (زمینه) (شب شهادت نبی اکرم (ص)   محمود کریمی)  دانلود

 


پیامک(اس ام اس) رحلت پیامبر(ص) وشهادت امام حسن(ع)

سیاه پوش بیست و هشتمین روز صفر، شانه به شانه آسمان فشرده در ابر مدینه مى گریم.
*******
دلم به یاد تو امشب لبالب از شور است
تو کیستی که حریمت چو کعبه مشهور است؟
رحلت پیامبر اکرم (ص) بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد
*******
فقدان رسولان، پشت اهالی ایمان را می شکند و عشق را داغدار می کند؛ رحلت رسول اعظم اسلام تسلیت باد!
*******
به گلها بگویید به اشک ژاله، رخ بشویند و بلبلان را به نوحه خوانی بخوانید که پیامبر باران، امشب دیگر نمی خندد.
رحلت پیامبر
*******
رحلت پیامبر اعظم، معراج وصال اوست با حضرت دوست. رحلت جانسوزش را به عاشقان رسالتش تسلیت می گوییم.
*******
در شب رحلت پیامبر اعظم (ص)، اشک غم می ریزیم و بی تاب می شویم. عروج آسمانی اش را تسلیت می گوییم.
*******
غمی در سینه ام می جوشه امشب
چراغ آسمون، خاموشه امشب
گمونم پیرنِ مشکی شو، زهرا علیهاالسلام
به جای مادرش، می پوشه امشب!
*

******
یا رسول اللّه! امروز ماتم سرای دل را به نام تو، سیه پوش کرده ایم و نام مبارک تو را با درود و تحیّت بر زبان جاری می سازیم.
*******
اى خاتم مهربانى و عشق! سلام بر تو که گام هاى مهتابى ات شب هاى جهل بشر را به جاده هاى راستى کشاند!
*******
یا رسول الله! مثل تو دیگر در پهنه زمین تکرار نخواهد شد، اما با تکرار صلوات بر تو، نور حضورت را در قلب خود احساس مى کنیم.
*******
یا رسول الله! با غروب آفتاب تو، کعبه تا قیامت سیه پوش گشته و زمزم، اشک عزا به رخسار مکه مى ریزد.

سلام، غریب تر از هر غریب!
سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زایر، بهشت گمشده!
سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده!
سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده!
سلام، امام غریب من!
*******
ای کریم آل طه ! باور کن آسمان، تاب تنهایی نمی آورد و کمرش زیر داغت، خم خواهد شد.
*******
ای کریم آل طه ! وقتی تو رفتی، چشمان آسمان سیاهی رفت و اشک از نگاه ستاره غلتید.
*******
ای کریم آل طه ! بوی غربت حنجره ات، جهانی را غریبانه به گریه می اندازد.
*******
ای کریم آل طه ! باور کنم، تشییع غریبانه پیکرت را در هجوم بی امان نفرت و کینه؟
*******
شهادت دومین نور ولایت، صاحب کرامت و شفیع قیامت، امام حسن مجتبى علیه السلام ، را تسلیت مى گوییم

تهیه کننده: سید امیرحسین کامرانی  منبع: راسخون

 

مداحی غریب اهل بیت برای امام حسن مجتبی

 

 

 

نگاهی گذرا به زندگی امام حسن مجتبى (ع)

ابو محمد حسن بن على بن ابى طالب، امام دوم از ائمه اثنى عشر، و چهارمین معصوم از چهارده معصوم (ع)، فرزند نخست على بن ابى طالب (ع) و حضرت فاطمه (س) است. تولد آن حضرت بنا به قول بیشتر مورخان در مدینه و در روز سه شنبه 15 رمضان سال سوم هجرى اتفاق افتاده است.

امام حسن (ع) یکى از پنج تن آل عبا از اهل بیت رسول گرامى (ص) بود که آیه تطهیر: إنما یرید اللّه لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا (احزاب، 33) در شأن ایشان نازل گردیده است. به روایت عایشه، رسول اکرم (ص) على و فاطمه و حسن و حسین (ع) را در زیر کساء خود جمع، و آیه تطهیر را تلاوت کرد و فرمود: «اینها اهل بیت منند.» در حدیثى دیگر فرمود : «این چهار تن آل محمدند، با هر کس در جنگ باشند، من هم با او در جنگم و با هر که در آشتى باشند، من نیز در آشتى هستم.»

نام حسن و حسین را خود حضرت رسول (ص) تعیین فرموده و در گوش ایشان اذان گفته و برایشان عقیقه کرده است. ظاهرا نامهاى حسن و حسین در عرب سابقه نداشته است و انتخاب این دو نام به ابتکار خود حضرت رسول (ص) بوده است. بنا به بعضى از روایات که منطقى به نظر مى‏رسد حضرت امیر (ع) با وجود حضرت رسول (ص) و به احترام ایشان خود مبادرت به نامگذارى فرزندان خود نکرده است و به همین دلیل روایاتى را که به موجب آن حضرت امیر (ع) در آغاز نامهاى دیگرى به فرزندان خود داده بوده است باید با احتیاط تلقى کرد.

بنا بر روایات زیادى امام حسن (ع) شبیه‏ترین مردم به رسول خدا (ص) بوده است. حضرت رسول (ص) این دو سبط خود را زیاد دوست مى‏داشت و پاره تن خود و دو گل خوش بوى خویش مى‏نامید، آنها را بر شانه‏هاى خود سوار مى‏کرد و بر زمین خم مى‏شد تا بر او سوار شوند. اجازه مى‏داد به پشت او بپرند و بازى کنند و بخاطر آنها خطبه را قطع مى‏کرد و از منبر به زیر مى‏آمد. حسنین محبوبترین اهل بیت بودند. رسول اکرم (ص) ایشان را دو پسر خود و سید جوانان بهشت و زینت آن و دو گوشواره عرش خواند و نسل خود را از پشت آن دو معرفى کرد و در مباهله با نصاراى بنی نجران، على و فاطمه و حسنین را با خود برد و به حکم قرآن ( آل عمران، 61) حسنین را پسران خود نامید.

ذهبى در وصف حضرت (سیر اعلام النبلاء، 3/ 253) گوید: این امام (یعنى امام حسن)، بزرگمنش، زیباروى، عاقل، متین، سخى، نیکوکار، متدین، متقى، با حشمت و از هر کس فاضلتر، پارساتر و فداکارتر بود. هرگز سخن دل‏آزار بر زبان نیاورد و به اتفاق همه مورخین کسى جز سخن راست از او نشنید . روانى طبع و بلاغت و تبحر او در قرآن و حدیث و کلام عرب تا جایى بود که معاویه شامیان و طرفداران خود را از بحث و احتجاج با آن حضرت بر حذر مى‏داشت. در حلم و اغماض وارث بر حق پدر بود. در وصف آن حضرت گفته‏اند که پانزده بار حج به جاى آورد و بیشتر آن را از مدینه تا مکه با پاى پیاده طى کرد. درباره سخاوت آن حضرت نیز روایات زیادى آمده است. از جمله روایت محمد بن حبیب در امالى است که به موجب آن حضرت امام حسن (ع) دو بار هر چه داشت به فقرا داد (خرج من ماله مرتین) و سه بار مال خود را با خدا به دو نیم کرد و نیمى را در راه او انفاق نمود.

یا حسن مجتبی

پس از شهادت حضرت امیر (ع) مردم کوفه با امام حسن (ع) بیعت کردند. به روایت طبرى نخستین کسى که با او بیعت کرد قیس بن سعد بن عباده انصارى بود و بنا به روایت مداینى نخستین کسى که مردم را به بیعت امام حسن (ع) فراخواند، عبد اللّه بن عباس بود. ( این روایت با روایات دیگرى که مى‏گویند عبد اللّه بن عباس در حین شهادت حضرت امیر (ع) در کوفه نبود سازگار نیست.) پس از آن سایر مردم شامل مهاجرین و انصار ساکن کوفه و دیگر مردم این شهر با آن حضرت بیعت کردند.

امام حسن (ع) در زمان حیات پدر بزرگوار خود یعنى از جنگ صفین و قضیه حکمیت، سستى و تزلزل رأى بیشتر مردم کوفه را در جنگ با معاویه به خوبى درک کرده بود و مى‏دانست که مردم کوفه از سخت گیرى امام على (ع) در تقسیم بیت المال و رفتار سخت او حتى با خانواده و خویشان خود در مورد اموال عمومى ناراحت، و با حسرت طالب معاویه هستند که در بذل بیت المال مرزى شرعى و قانونى نمى‏شناسد، اصحاب خود را غرق مال و نعمت مى‏کند و بزرگانى را که در اطراف امام على (ع) هستند با اموال گزاف مى‏فریبد. کسانى که صرفا اهل تقوى بودند و آرزویى بجز اجراى دقیق احکام الهى نداشتند، در میان اصحاب حضرت امیر (ع) کم بودند و به تدریج کمتر مى‏شدند. معاویه از سستى و تزلزل یاران امام على (ع) جرأت و جسارت بیشترى بدست آورد و اطراف بصره و کوفه را غارت کرد و هر چه امیرالمؤمنین (ع) اصحاب خود را به جهاد و مقابله با دشمن ترغیب فرمود، چیزى جز سستى از ایشان ندید.

شهادت حضرت على (ع) به دست یکى از خوارج بر دلسردى و نومیدى امام حسن مجتبى (ع) افزود و از این که بتواند در چنین محیط آلوده‏اى با سپاهیان منظم و مصمم معاویه بجنگد، مأیوس شد. در نتیجه امام تصمیم گرفت خلافت را تحت شرایطى به معاویه بازگذارد. شرایط صلح را به گونه‏هاى مختلف نوشته‏اند و مفصلتر از همه روایتى است که شیخ صدوق از کتاب الفروق بین الأباطیل و الحقوق تألیف محمد بن بحر الشیبانى نقل کرده است و مجلسى در بحار الانوار (10/101) آورده است. به موجب این روایت حسن بن على (ع) با معاویه بیعت کرد به این شرط که «او را امیرالمؤمنین نخوانَد و پیش او شهادتى ندهد، معاویه شیعه امام على (ع) را تعقیب نکند و ایشان را امان و زنهار دهد، بدى به ایشان نرساند، هر که از ایشان صاحب حقى باشد، آن حق را به او باز گرداند و یک میلیون درهم به فرزندان کسانى که در جنگهاى صفین و جمل در رکاب امام على (ع) کشته شده‏اند از خراج داراب گرد بدهد.» معاویه تمام این شروط را پذیرفت ولى به هیچ یک از آنها وفا نکرد. در فصول المهمة ابن الصباغ مالکى صلحنامه چنین آمده است: حسن بن على با معاویة بن ابى سفیان صلح کرد به این شرط که ولایت مسلمانان را به او بسپارد و معاویه با مسلمانان به موجب کتاب خدا و سنت رسول عمل کند و معاویه کسى را پس از خود ولى عهد نکند و مردم در همه جا در امان باشند و اصحاب و شیعه على بر جان و مال و زن و فرزند خود در امان باشند. معاویه عهد و میثاق مى‏بندد که در نهان و آشکار با حسن و برادرش حسین و اهل بیت رسول بد نیندیشد و کسى از ایشان را در جهان نترساند. به گفته طبرى یکى از شروط امام حسن آن بود که آنچه در بیت المال کوفه موجود است در اختیار او باشد و این موجودى پنج میلیون درهم بود.

ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطالبیین درباره وقایعى که منجر به صلح امام حسن (ع) با معاویه گردید روایاتى مفصلتر از آنچه طبرى و دیگران آورده‏اند نقل کرده است و نکاتى در آن هست که ما را به صحت آن مطمئنتر مى‏سازد بنابر این روایت، پس از بیعت مردم با امام حسن (ع) نامه‏هایى میان آن حضرت و معاویه رد و بدل شد و سرانجام هر دو طرف تصمیم به جنگ گرفتند. معاویه بخشنامه‏اى به اطراف فرستاد و در آن به خاطر قتل امام على (ع) خدا را سپاس گفت و از این که در میان یاران امام على تفرقه و نفاق افتاده است، اظهار خرسندى کرد. در این نامه معاویه اعلام کرد که نامه‏هاى اشراف و بزرگان سپاه امام على (ع) به او مى‏رسد که از او براى خود و عشایر خود امان مى‏خواهند. معاویه از مردم خواست که همه با سپاه و سلاح بسوى او بروند زیرا خداوند اهل بغى دوران ها را هلاک کرده است. پس از آن با سپاه خود تا پل منبج حرکت کرد و امام حسن (ع) نیز آماده حرکت به سوى او گردید و حجر بن عدى را از پیش فرستاد تا مردم و کارداران را براى حرکت به میدان جنگ آماده سازد. سپس حاضران را فرا خواند و آنان را به جهاد دعوت کرد. کسى پاسخ نداد تا آنکه عدى بن حاتم مردم را ملامت کرد و خود روى به امام کرد و اطاعت خود را اعلام داشت. پس از او قیس بن سعد بن عباده و معقل بن قیس ریاحى و زیاد بن صعصعه تیمى به پا خاستند و مردم را به جهت سکوتشان سرزنش کردند و آمادگى خود را اعلام داشتند. امام آماده قتال شد و از کوفه بیرون آمد و عبید الله بن عباس را با دوازده هزار تن از پیش فرستاد و وصایایى به او فرمود و خود نیز حرکت کرد تا به ساباط مدائن رسید. در آنجا خطبه‏اى خواند که از مضمون آن میل به مصالحه استشمام مى‏شد. مردم با شنیدن این خطبه به یکدیگر نگاه کرد و گفتند گمان ما این است که او مى‏خواهد با معاویه آشتى کند و امر خلافت را به او تسلیم کند، او کافر شد. پس به سراپرده او ریختند و آن را غارت کردند، سجاده او را از زیر پایش کشیدند و عبایش را از دوشش برداشتند. در این میان جمعى از شیعه و اطرافیانش او را احاطه کرده و از دست حمله کنندگانش باز داشتند ولى او را به سبب سخنانى که گفته بود ملامت کردند و به ضعفش منسوب داشتند.

پس از آن مردى به نام جراح بن سنان گفت: اللّه اکبر، اى حسن تو نیز مانند پدرت مشرک شدى! و با آلتى که در دستش بود زخمى بر ران او زد و آن حضرت شمشیر خود را به او حواله کرد و هر دو به زمین افتادند. در این میان مردم جمع شدند و جراح بن سنان را کشته و امام را بر روى تختى تا مداین حمل کردند. امام نزد والى آنجا به نام سعد (یا سعید) بن مسعود ثقفى (عموى مختار بن ابى عبیده ثقفى) به معالجه پرداخت تا خوب شد.

چنان که از این روایت بر مى‏آید اطرافیان امام حسن بر سه دسته بودند: گروهى که اکثریت با آنها بود همانها بودند که چون امام دعوت به جهاد فرمود ساکت شدند و عدم رضایت خود را با این سکوت اظهار کردند.

گروه دوم دوستان وفادار او بودند ولى این دسته نیز چون خطبه او را در ساباط مدائن که بوى آشتى مى‏داد شنیدند او را بر ضعفى که نشان داده بود ملامت کردند.

گروه سوم کسانى بودند که با شنیدن این خطبه به خشم آمدند و او را مشرک خواندند و یکى از ایشان مى‏خواست او را بکشد. این گروه سوم - که در اقلیت بودند - همان خوارج بودند که به امید جنگ با معاویه با امام بیعت کرده بودند و چون تردید او را دیدند او را هم مانند پدرش مشرک خواندند و دست به غارت اموال او زدند. دسته اول در برابر جسارت این گروه کوچک اقدامى نکرد و فقط شیعیان خالص او از او حمایت کردند، آن هم با سرزنش و ملامت! بنابر این امام حسن (ع) میان گروهها و دسته‏هایى که هواها و آمال و اهداف گوناگونى داشتند، گرفتار شده بود و نمى‏توانست با وسایلى که منطبق بر امر و نهی و احکام الهى باشد همه این گروهها را راضى سازد.

از سوى دیگر مى‏دانست که در برابر کسى قرار دارد که در رسیدن به اهداف خود از هیچ وسیله و واسطه‏اى ابا ندارد و از این راه مسلما بر او غلبه خواهد کرد.واضح است که اگر این غلبه در اثر جنگ باشد نتیجه آن براى او و خانواده و شیعیانش بسیار گران تمام خواهد شد و بهمین جهت تصمیم به مصالحه گرفت.

بنا بر روایت ابو الفرج در مقاتل الطالبیین معاویه عبید اللّه بن عباس را - که امام او را در مقدمه لشکر فرستاده بود - با یک میلیون درهم بفریفت و او شبانه سپاه خود را ترک کرد و داخل سپاه معاویه شد.

در این میان معاویه دو تن از اصحاب خود را پیش امام فرستاد و او را دعوت به آشتى کرد و شرایطى در برابر صرف نظر کردن امام از خلافت به او وعده داد که از جمله آن بود که از امام على (ع) جز به نیکى یاد نکند و به شیعیان ایشان آزارى نرساند.

آن دسته از یاران امام که از موافقت امام ناراضى بودند، او را ملامت مى‏کردند و از این واقعه که پیش آمده بود گریه مى‏کردند و حتى یک تن از اصحابش او را»مذل-المؤمنین« (خوار کننده مؤمنان) خواند گفته شده معاویه پس از موافقت امام روى به کوفه نهاد و در نخیله خطبه‏اى براى مردم کوفه ایراد کرد و گفت: «من با شما جنگ نکردم که نماز بخوانید و روزه بگیرید و حج کنید و زکات بدهید. من با شما براى آن جنگیدم که بر شما حکومت کنم و خداوند این را با آن که شما نمىواستید به من عطا فرمود و هر چه به حسن بن على داده‏ام (یعنى وعده کرده‏ام) زیر این دو پایم مى‏گذارم و به آن وفا نمى‏کنم. معاویه همان طور که در روایت فوق ذکر شده به شروطى که با امام کرده بود وفا نکرد که مهمتر از همه ناسزا گفتن به حضرت امیر (ع) و تعقیب دوستان آن حضرت از جمله قتل حجر بن عدى بود.»

در احتجاج طبرسى روایتى از زید بن وهب جهنى هست که در آن امام حسن (ع) علت مصالحه خود را با معاویه بیان فرموده است.

زید بن وهب مى‏گوید: «پس از آنکه حسن بن على را زخم زدند، در مدائن پیش او رفتم در حالى که از درد مى‏نالید. گفتم: اى پسر رسول خدا رأى تو چیست و چه مى‏بینى که مردم در کار خود متحیر مانده‏اند. ایشان فرمودند: معاویه به نظر من از این کسانى که مى‏پندارند، شیعه هستند بهتر است. این ها آهنگ کشتن مرا کردند و بار و بنه مرا غارت کردند و مال مرا گرفتند. اگر از معاویه پیمانى بگیرم که خون خود را حفظ کنم و براى خانواده خود امان بگیرم بهتر از آن است که این ها مرا بکشند و خانواده مرا از بین ببرند. به خدا که اگر من با معاویه بجنگم این ها گردن مرا مى‏گیرند و مرا به او تسلیم مى‏کنند. اگر من با معاویه در حال عزت صلح کنم بهتر از آن است که او مرا در حال اسارت بکشد و یا بر من منت بگذارد و مرا نکشد و این ننگ تا آخر دنیا بر بنى هاشم بماند و معاویه و فرزندانش بر زنده و مرده ما منت بگذارند».

در همین کتاب (احتجاج 2/12) آمده است که راوى مى‏گوید: «پیش حسن بن على رفتم و گفتم: اى پسر رسول خدا! ما را خوار ساختى و ما شیعیان را برده و بنده کردى. فرمود: چرا؟ گفتم براى اینکه امر خلافت را به معاویه تسلیم کردى. فرمود به خدا که من خلافت را براى آن تسلیم کردم که براى خود یارانى نیافتم و اگر یارانى مى‏یافتم شب و روز با او مى‏جنگیدم تا خداوند میان من و او حکم کند. ولى من مردم کوفه را شناختم که در سخن و در عمل پاى بند عهد و پیمان نیستند، به ما مى‏گویند که دل ما با شما است، اما شمشیرهایشان بر روى ما آخته است» این نقلها بیانگر این حقیقت است که امام واقعا چاره‏اى جز مصالحه و تسلیم خلافت به معاویه نداشته است. اما از لحاظ اعتقادات شیعه مسأله به گونه دیگرى است: امام حسن (ع) امام معصوم مفترض الطاعه است و همه کارهاى او بر اساس دستورهاى الهى و مصالح عالیه دینى است. امام از اسرار غیب و پشت پرده آگاه است و هر چه او کند همان صحیح است. در این باب روایات زیادى هست که براى اطلاع بیشتر باید به کتب مفصل رجوع کرد.

مثلا روایتى در احتجاج طبرسى هست که چون امام با معاویه آشتى فرمود بعضى از مردم او را بر این کار سرزنش کردند. امام فرمود: «به خدا نمى‏دانید که من چه کردم. آنچه من کردم براى شیعه من از همه آنچه آفتاب بر آن طلوع کند یا غروب کند بهتر است. آیا نمى‏دانید که من امام مفترض الطاعه شما و یکى از دو سرور جوانان اهل بهشت به نص رسول خدا هستم؟ گفتند: بلى. بعد حضرت اشاره به قصه موسى و خضر که در قرآن آمده است، فرمود و گفت: آیا نمى‏دانید که چون خضر آن کشتى را سوراخ کرد و آن دیوار را اصلاح نمود و آن کودک را کشت، موسى (ع) در خشم آمد؟ موسى (ع) علت و حکمت این کارها را نمى‏دانست ولى این کارهاى خضر همه از روى حکمت و عین صواب بود».

سید مرتضى در تنزیه الانبیاء مطالبى در توجیه مصالحه امام آورده است که قسمتى از آن همان است که پیشتر نیز گفته شد و از جمله آنها دلیل امامت است. وى در این باب مى‏گوید: «از روى ادله ظاهره و قاهره ثابت شده است که او معصوم مؤید است و باید در برابر همه کارهاى او سر فروآورد و آن را حمل بر صحت کرد، اگر چه توجیه آن به تفصیل معلوم نباشد یا در ظاهر چیزى باشد که سبب نفرت نفوس گردد.» سید مرتضى پس از بیانات مفصل مى‏گوید: «امام خود را از امامت خلع نکرد زیرا امامت پس از حصول آن از او سلب نمى‏شود. حتى بیشتر اهل سنت نیز مى‏گویند که امام خود را نمى‏تواند خلع کند و فقط از راه اختیار کامل این کار را مى‏تواند بکند و اگر از راه ناچارى و اکراه خود را خلع کرد این خلع تأثیرى ندارد. نیز امام امر خلافت را به معاویه تسلیم نفرمود بلکه متارکه جنگ کرد و این به جهت نبودن یار و یاور بود. اما بیعت او با معاویه به معنى رضایت ظاهرى و خوددارى از نزاع بود، همچنانکه حضرت امیر (ع) نیز با خلفاى سه گانه بیعت کرد، ولى این بیعت به معنى رضایت باطنى و طیب نفس نبود، چنان که رفتار و گفتار او بعدها شاهد این مدعا است.» سید مرتضى سپس اخذ عطایا و هدایایى را که معاویه براى ایشان مى‏فرستاد نیز توجیه کرده است. (مراجعه کنید به بحار الانوار، 10/ 107-106)

شهادت امام حسن

به هر حال امام حسن (ع) خلافت را به معاویه باز گذاشت و خود به مدینه مراجعت فرمود. بنا به گفته ابو الفرج اصفهانى معاویه مى‏خواست براى فرزند خود یزید بن معاویه بیعت بگیرد و با وجود امام حسن (ع) و سعد بن ابى وقاص جرأت چنین کارى را نداشت تا آنکه هر دو را مسموم ساخت و پس از آن، زمینه جهت بیعت گرفتن براى یزید آماده گردید. معاویه امام حسن (ع) را توسط جعده همسر ایشان که دختر اشعث بن قیس کندى بود مسموم ساخت. معاویه به او وعده داده بود که در صورت مسموم ساختن امام، او را به همسرى یزید درآورد و صد هزار درهم براى او فرستاد. اما معاویه پس از مسموم شدن امام به شرط ازدواج او با یزید وفا نکرد و گفت مى‏ترسم با پسر من همان کارى را بکند که با پسر رسول خدا (ص) کرد. جسد مطهر امام (ع) را مى‏خواستند بنا به وصیتش در جوار رسول خدا(ص) دفن کنند ولى مروان بن حکم نگذاشت و مى‏گویند عایشه نیز مخالفت کرد. امام در ساعات واپسین عمر با اینکه ظن قوى داشت که به دست همسرش جعده مسموم شده است نگذاشت او را قصاص کنند و عذاب وجدان را که با خلف وعده معاویه توأم مى‏شد و تا آخر عمر سرافکنده‏اش مى‏داشت براى جعده کافى دانست. براى امام حسن (ع) پانزده فرزند پسر و دختر از مادران مختلف شمرده‏اند، اما نسل آن حضرت فقط از دو فرزند ذکور او مانده است، یکى حسن بن حسن معروف به حسن مثنى و دیگرى زید بن الحسن. چند تن از فرزندان آن حضرت در کربلا به شهادت رسیدند.

منابع

شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج 16
مقاتل الطالبیین، 50-29
بحار الانوار، ج 10
احتجاج طبرسى، ج 2
سیر اعلام النبلاء، ذهبى 3/253
اعیان الشیعة، 1
شرح باب حادى عشر، 89-69
الغدیر، 5/11
کشف الاسرار، 8/45
المستدرک، 3/137
مسند، ابن حنبل، 1/101
اسد الغابة، 5/269
برگرفته از CD نور الانوار2                             سایت شهید آوینی


گشت از حق کشی امت بی دادگرت... از حاج محمدرضا طاهری

 

 

اى خاتم مهربانى و عشق! سلام بر تو که گام هاى مهتابى ات شب هاى جهل بشر را به جاده هاى راستى کشاند!

 

****************************

 

یا رسول الله! مثل تو دیگر در پهنه زمین تکرار نخواهد شد، اما با تکرار صلوات بر تو، نور حضورت را در قلب خود احساس مى کنیم.

 

**************

 

یا رسول الله! با غروب آفتاب تو، کعبه تا قیامت سیه پوش گشته و زمزم، اشک عزا به رخسار مکه مى ریزد.

 


نوشته شده توسط ف م ن 95/9/7:: 3:38 عصر     |     () نظر

اولین شهید محراب

شهید آیت الله سید محمد علی قاضی طباطبایی

امام جمعه تبریز

سید محمد علی قاضی، فرزند حاج میرزا باقر، در سال 1293 شمسی، در تبریز متولد شد. تحصیلات مقدماتی علوم دینی را از والد ماجد خود و عموی گرامیش، میرزا اسدالله، در مدرسه ی طالبیه تبریز فرا گرفت. در سال 1316 شمسی، هنگام قیام مردم تبریز به اتفاق پدرش، به خاطر مبارزه، به تهران تبعید گردید و پس از چند ماه توقف اجباری در تهران و ری، به تبریز بازگشت.

در سال 1318 شمسی، برای ادامه ی تحصیل به قم مشرف شد و از محضر آیات عظام، گلپایگانی، حجت، صدر، بروجردی، و امامقدس سره کسب فیض کرد. در سال 1328 شمسی ، راهی نجف شد و در درس مدرسین بزرگی چون حکیم، عبدالحسین رشتی، میرزا باقر زنجانی، بجنوردی و کاشف الغطاء شرکت کرد و بهره های شایانی برد و در سال 1331 شمسی، به تبریز مراجعت نمود.

آیت الله قاضی در دوران مرجعیت و زعامت حضرت امامقدس سرهنماینده ی تام الاختیار معظم له بودند، از این رو مسؤولیت سنگینی را بر عهده داشتند.

با شروع نهضت اسلامی در سال 1341 شمسی، مبارزات او علیه رژیم پهلوی اوج گرفت  رژیم، شهید قاضی را در قزل قلعه زندانی کرد و سپس به شهرهای بافت و کرمان و زنجان تبعید نمود و هم چنین مدت سه ماه به سبب فشارها و ضربات روحی و جسمی، در یکی از بیمارستان های تهران بستری شد. بعد از خارج شدن از بیمارستان به عراق تبعید و یک سال در آن جا به سر برد، بعد از یک سال به ایران بازگشت و به هدایت مردم، روشنگری و تبلیغ اسلام پرداخت.

آثار شهید

از جمله کتاب های تحقیقی و عالمانه ای که از ایشان به چاپ رسیده است:

1? تحقیق روز اربعین

2? تعلیقات بر انوار النعمانیه ( 4 جلد)

3? اضافات و تعلیقات بر کتاب انیس الموحدین نراقی

هم چنین ایشان تفسیر طبرسی را تصحیح و برایش مقدمه و شرح نوشته است. مرحوم شهید قاضی دارای طبع شعر هم بود، از جمله اشعار ایشان این دو بیت می باشد:

چهل سال بیش با خرد و هوش زیستم  آخر نیافتم به حقیقت که چیستم

عاقل ز هست گوید و عارف ز نیستی  من در میان آب و گل هست و نیستم

نحوه ی شهادت

قاضی طباطبایی در دهم آبان 1358 شمسی، مصادف با عید سعید قربان، نماز عید را اقامه و در خطبه نماز می گوید : که را تهدید  به  قتل می کنند، من از شهادت  نمی ترسم و آماده ام و ا ز خدا  می خواهم.»

در همان روز، بعد از اقامه ی نماز مغرب و عشاء در راه مراجعت به منزل توسط منافقین در خیابان مورد اصابت گلوله های ناجوانمردانه قرار می گیرد. جسد غرق در خون ایشان به بیمارستان منتقل می گردد. و به آرزوی دیرینه ی خود که همان شهادت در راه اسلام باشد، نایل می گردد.

آیت الله قاضی پس از شهادت استاد مطهری بارها گفته بودند:

ای کاش من هم مثل استاد مطهری ، روزی شربت شهادت بنوشم.

همکاری با شهید محراب آیت الله مدنی

در اوایل پیروزی انقلاب، در آذربایجان، به ویژه تبریز، تراکم کار و فعالیت زیاد بود و گروه های منحرف سعی در ایجاد تفرقه بین مردم غیور آذربایجان داشتند. از این رو امام خمینیقدس سرهآیت الله شهید مدنی را به عنوان همکار و کمک به آیت الله قاضی به تبریز فرستادند. شهید قاضی قبل از آن که شهید  مدنی وارد این  شهر بشوند، اعلامیه  داد که برادرم  آیت الله مدنی وارد منزل این جانب می گردد

.

پس از حضور آیت الله مدنی در تبریز اشخاص مغرض شب و روز فعالیت می کردند تا بین آن دو بزرگوار فاصله بیندازند، ولی آن دو شهید آن قدر باهم خوب و صمیمی بودند و در خط امام قدس سره حرکت می کردند که دشمنان از فعالیت های خود طرفی نبستند و سرانجام مأیوس و ناامید شدند.

درسی از عاشورا

شهید آیت الله قاضی طباطبایی در رابطه  با نماز ظهر حضرت  سیدالشهدا علیه السلام  مطالبی را بیان داشته اند که اهمیت نماز اول وقت را می رساند. در تفسیری که ایشان از نماز ظهر امام حسین علیه السلام نموده، آمده است : سید مظلومان در آن موقع که شمشیرهای دشمن از هر طرف از غلاف کشیده شده و تیرها مثل قطرات باران او را هدف قرار داده بود، نماز را در اول وقت  ترک نفرموده و با جماعت ادا فرمود… اگر واقعاً علاقه مند به آن حضرت هستید و محبت به آن بزرگوار دارید  و می خواهید تبعیت از سید مظلومان کنید و در دین خودتان از روی فهم و عقل قدم بر می دارید، باید بدانید که سید الشهداءعلیه السلام روز عاشورا، در آن موقع گرمای هوا و تشنه لب و هجوم دشمن که لشکر کفر و ضلالت برای از بین بردن آن حضرت و یاران باوفایش جمع شده بودند، نماز را فراموش نکرد و برکسی که عرض کرد:

یابن رسول اللهعلیه السلام وقت نماز است – با این که آن شخصِ تذکر دهنده از شهدای کربلاست -فرمودند:

نماز را به یاد آوردی، خدا تو را از نمازگزاران قرار بدهد. نفرموده خدا تو را از شهدا قرار بدهد. پس مقام نمازگزاران واقعی، مقامی است که آن حضرت دعا می کند که آن شخص را که از شهدای کربلاست خداوند از نمازگزاران قراردهد و از فرمایش امامعلیه السلام عظمت و اهمیت نماز واضح و نمایان است.

پیام امام خمینی قدس سره به مناسبت شهادت آیت الله قاضی طباطبایی(1)

بسم الله الرحمن الرحیم

انا الله و انا الیه راجعون

با کمال تأسف ضایعه ی ناگوار شهادت عالم مجاهد، حجت الاسلام والمسلین آقای حاج سید محمد علی قاضی طباطبایی – رحمه الله علیه – را به عموم مسلمانان متعهد و علمای اعلام و مردم غیور و مجاهد آذربایجان و به خصوص بازماندگان این شهید سعید تسلیت عرض و از خداوند متعال، صبر انقلابی برای مجاهدین راه حق و اسلام خواستارم.

ملت عزیز برومند ایران و آذربایجان غیرتمند عزیز، باید در این مصیبت های بزرگ که نشانه ی شکست حتمی دشمنان اسلام و کشور و عجز و ناتوانی و خودباختگی خود افزوده و از پای ننشینند تا احقاق حق مستضعفین از جباران زمان بنمایند.

عزیزان من! در انقلابی که ابر قدرت ها را به عقب رانده و راه چپاولگری آنان را از کشور بزرگ بسته است ، این ضایعات و ضایعات بالاتر اجتناب ناپذیر است . ما باید از  کنار این وقایع با تصمیم و عزم و خونسردی بگذریم و  به راه خود که راه جهاد فی سبیل الله است، ادامه دهیم. شهادت در راه خداوند، زندگی افتخار آمیز ابدی و چراغ  هدایت برای ملت هاست.

ملت های مسلمان از فداکاری مجاهدین ما در راه استقلال و آزادی و اهداف توسعه اسلام بزرگ الگو بگیرند و با پیوستن به هم سد استعمار و استثمار را بشکنند. پیش به سوی آزادگی و زندگی انسانی برومند.

از خداوند متعال، عظمت اسلام و مسلمین و رحمت و مغفرت برای شهدای راه حق و شهید سعید طباطبایی خواستارم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

روح الله الموسوی الخمینی                                           www.saelin18.com


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط ف م ن 95/8/5:: 9:43 عصر     |     () نظر

 

 

 

 

 

شهید احمد امامی (فرزند حاج ملا جواد):

وی در تاریخ 10/6/1342 در بافران در خانواده ای روحانی دیده به جهان گشود و از همان آغاز در دامن تربیت پدری عالم پرورده شد. او که در رشته ریاضی شاگرد اول دبیرستان چمران بود، تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم و سپس دانشجویی تربیت معلم ادامه داد و به پایگاه شریف معلمی ارتقا یافت. وی در شب تاسوعای سال 1403 هجری قمری در جبهه وصیت نامه ای پربار نگاشت که مطلع آن حدیث قدسی (من طلبنی وجدنی) بود و در آغاز آن چنین با محبوبش به رازگویی پرداخت:

بارالها قلبم را حجابی پوشانده و هوای نفسانی بر وجودم حاکم شده و مانع کرنش در برابر عظمت و بزرگی تو می شود. این حجابرا از قلبم بردار و اشعه ای از نور جمالت را در وجودم قرار ده.

آنگاه خطاب به مردم چنین نگاشته است:

برادران و خواهران محترمه! به خدا توکل کنید و این رحمت الهی را که  نصیبتان شده محفوظ نگهدارید. عزیزان! ما هنوز اول راهیم. راه بسیار طولانی و پر فراز و نشیب است. هجوم دشمنان از همه طرف آغاز شده است. می خواهند ما را ببلعند. امپریالیسم ضد بشریت شرق و غرب در پی آن است که ضربه ای را که از انقلاب شکوهمند اسلامی خورده است جبران نماید... .

به عنوان یک مسلمان از مسائل اسلامی دور نباشیم و با کمک روحانیت متعهد و مبارز از فرهنگ غنی اسلامی بهره مند شویم... .

لازم می بینم مطلبی را که به آن رسیده ام برای شما نیز بیان کنم و آن اینکه تنها را نجات بشریت از وحشیگریهای کنونی توسل به مکتب زنده، پویا و الهی اسلام است؛ مکتبی که بنهای اسارت را بریده و راه راست و راه سعادت بشر را بندگی خدا می داند... .

آرزو دارم در شب تاسوعا که احتمال حمله می دهم در زمره یاران حسین (ع) درآیم... مادرم! شب تاسوعاست. خاطره جانبازیها، فداکاریها و شهادتهای اباعبدالله الحسین (ع) در گوشم طنین انداز است. چگونه لبک نگویم؟ نه حسین جان! به سویت می آیم و مادرم همچون زینب و دیگر مادر شهیدان صبر می کند و شکرگزار پروردگار متعال می باشد... .

                                                      منبع:سایت نسیم بافران

 

شهید نعمت ا... پوربافرانی:

شهید نعمت ا... پوربافرانی

 

بافران در نزدیکی شهرستان نایین واقع شده و شهدای زیادی را تقدیم دفاع مقدس کرده است


نوشته شده توسط ف م ن 95/6/27:: 9:17 عصر     |     () نظر

پارالمپیک میدان نبر انگیزه ها و اراده  های پولادین است خیلی از انسان های سالم چنین پشتکاری رو ندارن

زهرا نعمتی هفتمین مدال طلای کاروان پارالمپیک کشورمان در بازی‌های 2016 ریو را به نام خود ثبت کرد.

به گزارش خبرنگار اعزامی خبرگزاری تسنیم از ریو، زهرا نعمتی قهرمان پارالمپیک 2012 لندن که بازی‌های المپیک را نیز تجربه کرده و پرچمدار کاروان ایران در المپیک نیز بوده است, در مرحله فینال رقابت‌های ریکرو تیراندازی باکمان پارالمپیک 2016 برابر چون یان وو از کشور چین قرار گرفت و با نتیجه 6 بر 4 پیروز شد و هفتمین طلایی کاروان منا لقب گرفت.

وی در دوره گذشته این مسابقات نیز صاحب مدال طلا شده بود و در رقابت‌های میکس تیم نیز با ابرهیم رنجبر مدال نقره گرفت. نعمتی دومین ورزشکار زن پرافتخار ایران بعد از ساره جوانمردی است که در بازی‌های پارالمپیک برزیل دو نشان کسب کرده است. ساره جوانمردی در رشته تیراندازی دو مدال طلا دارد.

در رقابت رده‌بندی نیز کماندار لهستان با نتیجه برابر کره جنوبی پیروز شد و صاحب مدال برنز شد.

کاروان ایران تاکنون موفق به کسب 7 طلا، 6 نقره و 5 برنز در بازی های پارالمپیک 2016 ریو شده است.

زهرا نعمتی

زن با حجاب ایران افتخار ما زهرا نعمتی

 

ساره جوانمردی به دومین طلای خود در بازی‎های پارالمپیک 2016 ریو دست یافت.

به گزارش خبرنگار اعزامی خبرگزاری تسنیم از ریو، رقابت‎های میکس (مردان و زنان) تپانچه بادی 50 متر بازی‎های پارالمپیک 2016 ریو  برگزار شد و ساره جوانمردی با ثبت رکورد 189?5 به عنوان نخست این رشته دست یافت و صاحب گردن آویز طلا شد. جوانمردی با این مدال طلا رکورد فینال پارالمپیک را شکست.

پس از نماینده کشورمان؛ ورزشکار مرد چین با ثبت رکورد 186?5 و ورزشکار مرد اوکراین با رکورد 160?8 سوم شدند.

پیش از این ساره جوانمردی موفق شده بود در رشته تفنگ بادی 10 متر بانوان مدال طلای این بازی‎ها را از آن خود کند.

ساره جوانمردی پارالمپیک

اینم خانم جوانمردی دو مدال طلا تو پارالمپیک گرفت نه حجاب نه معلولیت مانعش نشد

 

سیامند رحمان با رکوردی باورنکردنی صاحب مدال طلای پارالمپیک ریو شد


 

نماینده دسته 107+ کیلوگرم وزنه‎برداری ایران با رکوردی باورنکردنی طلای پارالمپیک را از آن خود کرد.

به گزارش خبرنگار اعزامی خبرگزاری تسنیم از ریو، رقابت‎های وزنه‎برداری دسته 107+ کیلوگرم بازی‎های پارالمپیک 2016 ریو در حالی آغاز شد که 8 وزنه‎بردار در این دسته حضور داشتند. سیامد رحمان نماینده کشورمان در دسته فوق‎سنگین این بازی‎ها بود.

نکته جالب این رقابت که در همان ابتدا باعث تعجب خیلی‎ از حاضران شده بود، وزنه‎های درخواستی خصوصا سیامند رحمان بود. نماینده کشورمان در نخستین حرکت خود درخواست وزنه 270 کیلوگرمی را داده بود. نزدیک‎ترین درخواست به او توسط نماینده اردن صورت گرفته بود. این ورزشکار برای حرکت نخست خود 230 کیلوگرم را درخواست داده بود.

پیش از شروع رقابت و با توجه به وزنه‎های درخواستی مشخص بود که در صورت رخ ندادن اتفاقی عجیب، طلای این دسته به سیامند رحمان خواهد رسید. نماینده کشورمان در نخستین حرکت خود 270 کیلوگرم را مهار کرد و رکورد پارالمپیک را همان حرکت نخست به نام خود کرد.

سیامند رحمان

سیامند رحمان مرد با غیرت کشورمون

رحمان در حرکت دوم وزنه 300 کیلویی را مهار کرد و رکورد 296 کیلویی خودش در جهان را شکست. سیامند در حرکت سوم رکورد 305 کیلوگرم را برجای گذاشت. او به این رکورد قانع نشد و در حرکت بعدی وزنه 310 کیلوگرم را مهار و قاطعانه ششمین مدال طلای کاروان ایران را کسب کرد.

ورزشکار مصری با 235 کیلو و ورزشکار اردنی با 234 کیلوگرم دوم و سوم شدند.


نوشته شده توسط ف م ن 95/6/26:: 9:42 عصر     |     () نظر

متن زیبا از کتاب برای دهه ی کرامت

 

دهه کرامت،دهه خوبی‌ها و یادآور جمال انسانی است - دهه مفاهیم بلند،سازنده و ارزشمند

دهه کرامت، دهه اول ماه ذی‌العقده است و آغازش با ولادت حضرت معصومه(علیهالسلام) و پایانش با ولادت حضرت ابوالحسن علی بن موسی‌الرضا(علیه السلام) می‌باشد.

این دهه یادآور بسیاری از مطالب عالی و مفاهیم بلند و سازنده و ارزشمند است. دهه کرامت یادآور لطیف‌ترین علائق و مهر و وفاهای کم‌نظیر یک خواهر نسبت به مقام شامخ و معنوی برادر است.

مهر و وفایی که خواهر مهربان و دلداده را به هجرت وادار نموده و غربت و بیماری و مرگ در فصل جوانی را برای او آسان کرده است.


این روز ها دلم هوای حرم دارد السلام و علیک یا ضامن آهو  این عکس رو سال 91 گرفتم و متاسفانه دیگه نرفتم مشهد

 

حرم امام رضا

http://s1.picofile.com/file/8263093734/%D8%B9%DA%A9%D8%B3%DB%B2%DB%B1%DB%B6%DB%B4.jpg

دهه کرامت تداعی کننده عزم و قاطعیت و اراده آهنین زنان بزرگ و بانوان و الامقام و گرانقدر جهان می‌باشد.

تمام مفاهیم سازنده‌ای که ما در فرهنگ اسلامی داریم در این دهه تداعی می‌شوند چرا که حرم حضرت معصومه و امام رضا (علیهماالسلام) کانون دعا و قرآن و نیایش و ... است.

دهه کرامت یادآور تحول آفرینی بانوان آسمانی است و این که می‌توانند رهبری دل‌های صدها میلیون مسلمان را در طی اعصار عهده‌دار بشوند.

دهه کرامت یادآور زهرا و زینب (علیهما‌السلام) است.

مهربانی که جز در مورد امام حسین و حضرت زینب (علیهما‌السلام) سابقه ندارد.

تمام مفاهیم سازنده‌ای که ما در فرهنگ اسلامی داریم در این دهه تداعی می‌شوند چرا که حرم حضرت معصومه و امام رضا (علیهماالسلام) کانون دعا و قرآن و نیایش و ... است.

دهه کرامت یادآور تمام خوبی‌هاست. و یادآور جمال انسانی است.

اکنون اطلاعاتمان را در باره ی این بزرگواران بالا می بریم

امام صادق(ع)پیش از ولادت کریمه آل محمد(ص) فرمود:

خدا را حرمى است و آن مکه است،امیرمؤمنان را حرمى است و آن کوفه است،و ما اهل بیت را حرمى است و آن قم است.بزودى بانویى به نام فاطمه از تبار من در آن جا دفن شود که هر کس به زیارتش بشتابد،بهشت بر او واجب مى گردد.

دهه کرامت

بارگاه حضرت معصومه(س) تجلیگاه حضرت زهرا(س)

بر اساس رویاى صادقه ‏اى که مرحوم آیت الله مرعشى نجفى(ره) از پدر بزرگوارش مرحوم حاج سیدمحمود مرعشى (متوفاى 1338 ه .)نقل مى‏کردند، قبر شریف حضرت معصومه(س)جلوه‏ گاه قبر گم شده مادر بزرگوارش حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها مى‏باشد.آن مرحوم در صدد بود که به هر وسیله اى که ممکن باشد، محل دفن‏ حضرت زهرا سلام الله علیها را به دست آورد، به این منظور ختم مجربى را آغاز مى‏کند و چهل شب آن را ادامه مى‏دهد، تا درشب چهلم به خدمت‏ حضرت باقر و یا حضرت صادق(علیهماالسلام)شرفیاب مى‏شود، امام(ع) به ایشان مى‏فرماید: «علیک بکریمه اهل البیت‏» «به دامن کریمه اهلبیت پناه ‏ببرید.» عرض مى‏کند: بلى من هم این ختم را براى این منظور گرفته‏ ام که قبر شریف ‏بى‏بى را دقیقا بدانم و به زیارتش بروم.

امام(ع) فرمود: منظور من قبر شریف حضرت معصومه در قم مى‏باشد.سپس ادامه داد: براى مصالحى خداوند اراده فرموده که محل دفن حضرت فاطمه‏ سلام الله علیها همواره مخفى بماند و لذا قبر حضرت معصومه را تجلیگاه قبر آن حضرت قرار داده است.هر جلال و جبروتى که براى‏ قبر شریف حضرت زهرا مقدر بود خداوند متعال همان جلال و جبروت‏ را بر قبر مطهر حضرت معصومه(س) قرار داده است.

نجمه خاتون همسرگرامى امام کاظم(ع) تنها دو فرزند در دامان‏ خود پرورش داد و آنها عبارتند از:

1- خورشید فروزان امامت، حضرت على بن موسى الرضا(ع)

2- حضرت معصومه (س)

محمد بن جریر طبرى، دانشمند گرانمایه شیعه در قرن پنجم هجرى، براین واقعیت تصریح نموده است.

مدت 25 سال تمام حضرت رضا(ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود، پس‏ از یک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره ‏اى تابان از دامن نجمه‏ درخشید که هم سنگ امام هشتم(ع) بود و امام(ع) توانست والاترین‏ عواطف انباشته شده در سویداى دلش را بر او نثار کند.

بین حضرت معصومه(س) و برادرش امام رضا(ع) عواطف سرشار و محبت ‏زایدالوصفى بود که قلم از ترسیم آن عاجز است.

در یکى از معجزات امام کاظم(ع)که حضرت معصومه نیز نقشى دارد،هنگامى که
مرد نصرانى مى‏پرسد: «شما که هستید؟» مى‏فرماید: «انا المعصومه اخت الرضا» «من معصومه، خواهر امام رضا(ع)مى‏باشم.» این تعبیر از محبت‏ سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش ‏امام رضا(ع) و از مباهات او به این خواهر برادرى سرچشمه‏مى‏گیرد.

 

حضرت معصومه(س) بانوی عصمت و کرامت است که در علم و عرفان مقامی والا داشت و توانست با حفظ ارزش های اخلاقی و انسانی در مسیر پاسداری و نشر آموزه های الهی گام بردارد و اینگونه الگویی شایسته برای بانوان مسلمان شود.حضرت معصومه(س)؛بانوی کرامت و مهرورزی

 

 حضرت فاطمه معصومه(س) در یکم ذی القعده 173 هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود. پدر ایشان امام موسی کاظم(ع) و مادر این بانوی بزرگوار نجمه خاتون بودند. «طاهره، حمیده، رشیده، تقیه، رضیه، مرضیه، سیده صدیقه، سیده نساء العالمین، محدثه، عابده و کریمه اهل بیت» از لقب های حضرت معصومه(س) به شمار می رود.

 

 

 

اما مأمون بر این امر پافشاری کرد تا آنجا که مخفیانه و در مجلس خصوصی امام را تهدید به مرگ کرد و امام رضا (علیه السلام) فرمود: «اینک که مجبورم، قبول می‌کنم به شرط آنکه کسی را نصب یا عزل نکنم و رسمی را تغییر ندهم و سنتی را نشکنم و از دور بر بساط خلافت نظر داشته باشم.» مأمون با این شرط راضی شد.
امام رضا (علیه السلام)، دست خود را به طرف آسمان بلند کرده و فرمود: خداوندا! تو می‌دانی که مرا به اکراه وادار کردند و به اجبار این امر را اختیار کردم؛ پس مرا مؤاخذه نکن، همان‌گونه که دو پیغمبر خود یوسف و دانیال را هنگام قبول ولایت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نکردی. خداوندا، عهدی نیست جز عهد تو و ولایتی نیست مگر از جانب تو، پس به من توفیق ده که دین تو را بر پا دارم و سنت پیامبر تو را زنده نگاه دارم. همانا که تو نیکو مولا و نیکو یاوری هستی.»

به هر حال، مقام ولایتعهدی به طور رسمی در ماه رمضان سال 201 هجری قمری اعلام شد و مأمون آن را به تمامی آفاق کشور اطلاع داد و به نام نامی حضرت رضا (علیه السلام) سکه زد و دخترش «ام حبیب» را به عقد آن حضرت در آورد و لباس‌ها و پرچم‌های سیاه را که شعار عباسیان بود، مبدل به سبز کرد. گرچه این قضیه تا حدودی اندوه علویان و شیعیان را تسکین داد، اما خشم عباسیان را برانگیخت و بغداد، مرکز تجمع آنان را متشنج کرد.

در مورد پذیرفتن ولایت‌عهدی از طرف امام، توجه به این مسأله خیلی مهم است که لازم بود امام رضا (علیه السلام) وجود خود را از مرگ نجات دهد تا بتواند در برابر حکومت تزویری مأمون بایستد و سیاست‌های فرهنگی او را در هم شکند. مأمون شخصی بود مثل پدرش هارون، کشور اسلامی آن روز را عرصه تاخت و تاز اندیشه‌های کفرآلود کرده بود و به شدت فرهنگ بیگانه را ترویج می‌کرد. آن‌قدر که شبهات الحادی و افکار کفرآمیز بر سر زبان‌ها افتاده بود. انگیزه مأمون از اینکار این بود که در میان مسلمانان آموزش علوم بشری و عقلی، شایع و رایج شود تا شاید از این طریق خاندان اهل بیت (علیهم السلام) کمتر مورد توجه قرار گیرند. همچنین کمبودهای علمی عباسیان در برابر خاندان امام پنهان مانده و نهایتاً ارکان حکومت عباسیان بیش از پیش تقویت شود.

اما همان‌طور که می‌دانیم امام رضا (علیه السلام) با سیاست مرموز آن در افتاد و از طریق گفتگو و مناظره با متفکران فلسفی و متکلمان درباری، از حقایق دین محافظت کرده و حقانیت خاندان خود را بر همه آشکار کرد.
اباصلت هروی می‌گوید: مأمون ولایتعهدی را به حضرت رضا (علیه السلام) و اگذاشت تا اینکه مردم بگویند: آن حضرت به دنیا روی کرده است و بدین ترتیب آن حضرت از دید مردم بر افتد، ولی چون این کار سبب ازدیاد وجاهت و منزلت امام شد، متکلمان را از شهرها فراخواند تا بلکه یکی از آنان، امام را مغلوب کند. اما در واقع این دانشمندان دیگر از یهود، نصاری، مجوس، صائبین، براهمه، ملحدان و مادیان و حتی برخی از فرقه‌های مسلمانان بودند که مغلوب می‌شدند و اقرار می‌کردند: سوگند به خدا که او سزاوارتر از مأمون به خلافت است.

مأمون که عرصه را بر خود تنگ می‌دید و بروز نارضایتی و تشنج را در میان عباسیان بغداد حس می‌کرد، تصمیم گرفت که پایتخت را از مرو به بغداد انتقال دهد. مأمون برای اینکه در پیش عباسیان و امیران عرب خودش را محبوب کند، «فضل بن سهل» ـ وزیر ایرانی خود ـ را در شهر سرخس کشت و هنگام توقف در طوس، نوبت آن شد که امام رضا (علیه السلام) را نیز از پای در آورد. به همین خاطر مجلسی ترتیب داد و در آن مجلس امام را با زهری کشنده مسموم کرد.

دهه کرامت

دوستداران امام پیکر ایشان را، به روستای سناباد (مشهد فعلی) منتقل و در جانب قبله گور هارون الرشید به خاک سپردند. مشهور است که امام رضا (علیه السلام) در سال 203 هجری قمری، در آخرین روز ماه صفر شهادت یافت.

امام جواد (علیه السلام) در مورد زیارت آرامگاه غریب پدرشان فرموده است:

«ضمنت لمن زار قبر ابی بطوس عارفاً بحقه الجنه علی ا... عزوجل»

ضمانت می‌کنم بهشت را برای کسی که پدرم را در طوس زیارت کند، در حالی که به حق او عارف و آگاه باشد

منبع : اداره کل تامین اجتماعی استان قم


نوشته شده توسط ف م ن 95/5/19:: 1:17 عصر     |     () نظر

   1   2      >
درباره

ف م ن
عاشق خدا
صفحه‌های دیگر
لینک‌های روزانه
پیوندها
لیست یادداشت‌ها
آرشیو یادداشت‌ها

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس